تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی سی و چهارم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

بسم الله الرحمن الرحیم


برای شادی روح مطهر حضرت امام حسن عسكری علیه السلام صلوات ختم كنید. خداوند از شفاعت آن حضرت ما را بهره مند كند و به بركت دعای آن حضرت گناهانمان را ببخشد . صلوات ختم كنید.

جلسه قبل ، خلاصه بحث این شد كه برای اینكه ذكر تحقق پیدا كند ، دستور داده شده كه نماز بخوانیم . و با توجه به معنی های ذكر كه ثابت شد از آیات و روایات كه ذكر ، یك نوع زندگی است و با توجه به این معنا ، پس نماز ، یك نوع زندگی است . و در مورد نماز ، عرض شد كه انسان به مرحله ای از معرفت می رسد كه با همه وجود ، نیستی خود را احساس می كند و توجه به افعال و صفات و اسماء الهی پیدا می كند . وقتی انسان در زندگی ، چنین وضعیت و حالتی را پیدا كرد ، این همان حال نماز است كه بحث   شد . و عرض شد كه انسان ، وقتی به این حالت می رسد ، دیگر هیچ مالكیتی را جز مالكیت خدا در عالم نمی بیند و در نتیجه تمام وابستگی هائی كه در دل داشت و برای آنها احساس مالكیت می كرد ، می ریزند. و در نتیجه هرچه كه در عالم خیال ، خود را بر آنها مالك می دانست ، حالا به راحتی آنها را در راه مالكیت مطلق ، انفاق می كند. فلذا در قرآن در اغلب جاهائی كه صحبت از نماز است ، صحبت از ایتاء زكوة و [انفاق] اموال و انفس است و این تحقق نماز است . وقتی انسان مالكیتی برای خود ندید، به راحتی اینها را انفاق می كند . و عرض شد كه در زیارت آقا امام حسین علیه السلام و برخی دیگر از زیارات (جلسه قبل ظاهرا زیارت عاشورا عرض كردم كه اشتباه لفظی بود) كه می فرماید : " اَشهَدُ اَنَّكَ قَد اَقَمتَ الصَّلوةَ وَ آتَیتَ الزَكوةَ " . عرض شد كه در میدان كربلاء ، نه گندم بود و نه گوسفند و امثال اینها تا حضرت زكاتش را بدهد . در حالی كه ما شهادت می دهیم كه تو اقامه نماز و ایتاء زكات   كردی . اگر دقت كنیم ، حضرت به روشنی و وضوح ، تحقق سلب مالكیت را در آن میدان ، نشان می دهد و آنچه را كه ظاهرا برایش منتسب بود به راحتی در راه خدا می دهد . پس اینها ثمره صلاة است . پس با این دیدگاه ، زكات و انفاق ، معنای گسترده ای پیدا    می كند . در هر چیزی كه مالكیت احساس می كند ، آن را از خود سلب می كند. قرآن می فرماید :

" الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ  " ( حج 41) .

این وضعیت كه انسان ، به طور كامل مالكیت را از خود سلب كند و از خودش هیچ امكانی نبیند، شاید در یك شرایط زندگی كه چاره ای نبیند یا جبرا به وضعیتی بیفتد كه چاره ای نبیند[به وجود می آید.] اما زیبائی این  ، در زمانی است كه انسان در اوج قدرت و تمكن و اعمال اراده برهر چیزی ، نهایت ذلت و اینكه هیچ مالكیتی ندارد، این را ظهور بدهد. مومنین آنهائی هستند كه در اوج امكانات ، چنین وضعیتی را بروز می دهند . نكته قابل دقتی است . انسان آن وقتی كه استخوانهایش خرد شده و در بستر بیماری افتاده و با همه وجود احساس می كند كه هیچ امكانی ندارد ، این انسان اگر در اوج پهلوانی ، چنین احساسی داشته باشد ، تحقق این حالت در چنین وضعیتی ، ایمان خاصی می خواهد . وقتی انسان ، فقیر است و توان پیدا كردن یك قرص نان ندارد و احساس ذلت  می كند ، این احساس را وقتی داشته باشد كه دارای باغها و تشكیلات و خانه ها و ..... باشد . خوب ما ببینیم چقدر می توانیم در مسیر زندگی ، این محاسبه را داشته باشیم ؟ آنگاه معلوم می شود در چه مرحله ای از ایمان هستیم . در تمام امور زندگی ، هر كسی می تواند به تناسب امور زندگی خود ، این معنا را انجام دهد . البته این آیه معنای وسیعی دارد و ما در بعد شخصی ، این محاسبه را داریم . اما در تمام امور زندگی اجتماعی و ..... می شود در نظر گرفت .

پس در تمام عمر در نمازیم . پس این نماز در اوقات معین چیست ؟  این تمثل آن نمازی است كه در زندگی داریم ، كه به صورت افعال انجام می گیرد. مثال عرض كردیم كه دستگاهی را در نظر می گیریم كه در كارخانه ای با دیگ های بزرگ و عجیب و غریب ، كه حرارت داخل آن و طرز كار آن به وسیله عقربه آمپری نشان داده می شود . این آمپر ، نمود وضعیت داخل این دستگاه است كه درجه در چه وضعیتی است . این نمودی است از وضعیت درون دستگاه . اگر در واقع دستگاه ، 60 درجه است ، این آمپر هم 60 درجه را نشان می دهد . نه اینكه خود آن [آمپر] در 60 درجه است .  حال ، این نشان دادن درجه ، به دو صورت است . یا به صورت طبیعی است یا اینكه اگر این رابطه قطع شود و كسی آن را با دست جابجا كند ، هر كس هم بیاید می بیند بله ، 70 درجه را نشان می دهد ، اما این غیر از آن است كه در ارتباط درون [ارتباط واقعی با دیگ] نشان بدهد. پس انسان در این افعال مخصوص نماز ، دو وضعیت دارد. یا در این تمثل ، در كل زندگی اش در حال نماز است و در آن تمثل ، كل وضعیت زندگی را نشان می دهد . خوب ، این همان است كه دین از ما می خواهد . و یا از آن بریده است و با دست ، آن عقربه را تكان می دهد.

با توجه به این تعریف ، اینكه ما می خواهیم تمركز در نماز و حضور قلب در نماز را در چند دقیقه تحقق بدهیم ، اگر بر فرض هم بتوانیم – كه نمی توانیم – این همان است كه با دستمان آن را انجام داده ایم . جای دلخوشی ندارد كه یك نماز با حضور قلب داریم . می بینید كه چراغ را خاموش می كند و در را می بندد و خلوت ایجاد می كند تا شاید تمركز داشته باشد . تازه اگر موفق به این كار هم بشویم ، این عقربه نماز است . پس ما وقتی وارد نماز می شویم ، از همین نماز ، می توانیم بفهمیم كه این چهار پنج ساعت زندگی ، در چه وضعیتی از زندگی نماز بوده ایم . از این می خواهد ما را به آن اقامه نماز راهنمائی كند.

پس با توجه به این آیات قرآن و روایات و ادعیه معصومین علیهم السلام كه چند جلسه بحث شد ، نتیجه گرفتیم كه  نماز ، همان تحقق ذكر است كه قرآن هم همان را فرموده است . بحث در ذكر را تمام می كنیم و عرایض را جمعبندی می كنیم : " وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ " (زخرف – 36)

پس كسی كه از ذكر رحمان ، دلش را می گرداند ، خداوند می فرماید ما برایش شیطانی قرار می دهیم كه با او همنشین است . این آیه ، ما را توجه به یك همنشین می دهد . كه اثر همنشین ، بسیار زندگی ساز است . مخصوصا در دوران آخرالزمان ، یكی از خطراتی كه مومن را تهدید می كند ، معاشرت های نسنجیده است . و برای آنكه انسان را از آن نجات دهد ، آفات را [گوشزد می كند و] مسئولیت می دهد . و بر اساس روایات و سفارش بزرگان كه فرموده اند مومنین حتما باید ولو یك جلسه در هفته ، باهم باشند ، آن جلسات را كه پیشنهاد كرده ایم ، برهمان مبنا بوده . چند روایت عرض می كنیم تا متوجه شویم . آن عزیزانی كه مشغول عمل و برنامه های منظم خود هستند ، ان شاءالله به بركت عمل ، خدا كمك كند كه خودمان چیزهائی را از درون متوجه شویم كه بدون اینكه كسی توجه دهد ، خودمان به آن برسیم . و این جلسات در طول هفته با این هدف است . بنده باز برای تائید این برنامه ، روایتی را از امام علی علیه السلام از كتاب شریف اصول كافی خدمت عزیزان عرض می كنم :

" عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام یَقُولُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَنْكَى لِإِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ مِنْ زِیَارَةِ الْإِخْوَانِ فِی اللَّهِ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ قَالَ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ یَلْتَقِیَانِ فَیَذْكُرَانِ اللَّهَ ثُمَّ یَذْكُرَانِ فَضْلَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلَا یَبْقَى عَلَى وَجْهِ إِبْلِیسَ مُضْغَةُ لَحْمٍ إِلَّا تَخَدَّدُ حَتَّى إِنَّ رُوحَهُ لَتَسْتَغِیثُ مِنْ شِدَّةِ مَا یَجِدُ مِنَ الْأَلَمِ فَتَحُسُّ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ وَ خُزَّانُ الْجِنَانِ فَیَلْعَنُونَهُ حَتَّى لَا یَبْقَى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ إِلَّا لَعَنَهُ فَیَقَعُ خَاسِئاً حَسِیراً مَدْحُوراً  .(كافی – ج2 – ص 188 – حدیث 7)

اهمیت اینكه برادران دینی به زیارت هم بروند و آن هم به این نیت ، [خیلی زیاد است].

حضرت می فرماید : هیچ چیز نیست كه زخم زننده تر باشد برای ابلیس و لشكریان او از اینكه برادران دینی به زیارت هم بروند ، فقط خالص برای خدا نه چیز دیگر ، بعضی به همدیگر . ( در روایت دیگر هست كه حتی اگر یك سال هم طول بكشد و صرفا برای خدا برود ، فضیلت هائی فرموده ) مومنین وقتی به هم می رسند پس خدا را به یاد هم می اندازند ، سپس از فضیلت ما اهل بیت یادآوری می كنند ، ابلیس آنچنان زخم می خورد كه (چون صورت انسان یك نمود واضحی دارد از چگونگی دردی كه در انسان یا جن پیدا   می شود ، در اینجا شدت درد را می فرماید ) گوشتهای صورت او از شدت درد ، انگار جویده شده ، تا آنجا كه روحش به استغاثه می افتد از شدت آن دردی كه احساس می كند . پس در این هنگام ، ملائكه و خزان بهشت ، او را لعنت می كنند و هیچ ملكی نمی ماند مگر اینكه او را لعنت می كند و او كه آمده بود قرین او بشود ، با این وضعیت ناگوار حسرتبار (حیوان نجس العین را كه چطور     می رانند) اینگونه او را می رانند . در حدیث دیگری می فرماید :

" عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِی زِیَارَتِكُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِكُمْ وَ ذِكْراً لِأَحَادِیثِنَا وَ أَحَادِیثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فَإِنْ أَخَذْتُمْ بِهَا رَشَدْتُمْ وَ نَجَوْتُمْ وَ إِنْ تَرَكْتُمُوهَا ضَلَلْتُمْ وَ هَلَكْتُمْ فَخُذُوا بِهَا وَ أَنَا بِنَجَاتِكُمْ زَعِیمٌ  . (كافی – ج2 – ص186 – ح2)

حضرت امر می كند كه به زیارت همدیگر بروید . پس البته در زیارت كردن شما همدیگر را ، زنده بودنی است برای قلب های شما و ذكر و یادآوری است برای احادیث ( متاسفانه ما آنقدر كه از دیگران چیزها نقل می كنیم ، می ترسیم حتی كه اگر این حدیث را بگوئیم ، شاید با مد زمان جور نیاید و مسخره ام كنند . شاید طوری بیان كنیم كه تاثیر منفی هم باشد ) اما می فرماید : شما را متوجه می كند همدیگر را ، اشتباهات زندگی را ، كسالت های ناشی از زندگی طبیعت را . نقص ها و تاریكی ها و آفتهائی را كه در عرض هفته در اثر معاشرت با جمع پیدا می كند ، وقتی به زیارت هم می رسند ، این احادیث ، ما را توجه می دهد . اگر شما این كار را انجام دهید ، شما به رشد می رسید . این باعث نجات شما می شود و اگر ترك كنید ، به گمراهی می افتید و هلاك می شوید . این احادیث و یادآوری و عمل و تشویق و ترغیب این ها ، توجه بدهید كه نجات شما در این است و من ، به این نجات شما ، خودم را زعیم می دانم . تنها نیستید ، من هم سركشی دارم . این كار تحت یك رهبری نورانی الهی قرار می گیرد . اتفاق افتاده كه كسی با یك اخلاص ، حدیثی را در دیوار نوشته و همان باعث اثر در یك نفر شده است . بزرگواری نقل می كرد كه وضع زندگی ام بسیار آشفته بود . در شهر دیگری رفته بود و با اهل و عیال زندگی می كرد . می گفت رفته بودیم به مسجد آن محل . و پیشنماز آن مسجد ، رسم داشت كه بعد از نماز ، حدیثی را نقل می كرد و چند كلمه معنا می كرد . می گفت یك بار ، حدیثی گفت و آنچنان در من اثر كرد كه كل زندگی ام عوض شد .

این جلسات ، نورانیتی دارد و زعامت این را حضرت علیه السلام ، خودش به عهده می گیرد .

 همچنین " عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لِقَاءُ الْإِخْوَانِ مَغْنَمٌ جَسِیمٌ وَ إِنْ قَلُّوا. " (كافی – ج 2 – ص 179 – ح 16)

این همان نمونه است از این برنامه كه ولو دو سه نفر ، این ها اگر همدیگر را اینگونه ملاقات كنند ، چنین لقائی غنیمت بسیار بسیار بزرگ و پراهمیتی است .

و این عرض برای حسن ختام این بحث ها است . در سوره آل عمران آیه 200 می فرماید : " یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ  . " ای آنها كه ایمان آورده اید ، استقامت داشته باشید و همدیگر را به صبر وادار كنید و با همدیگر ارتباط محكم داشته باشید . و تقوا پیشه كنید شاید كه رستگار شوید .

 البته بعضی می فرمایند این آیه مربوط به درگیری با دشمنان قوی و بی رحم است كه "رابطوا" را به این معنا می گیرند كه شما خود را محكم برای رزم آماده كنید . یعنی آنها هم استقامت می كنند ، شما هم استقامت كنید . ولی در هر حال این هم دشمنان داخلی را در برمی گیرد و هم خارجی را ، كه بدترین آنها نفس است و شیطان . یعنی تنها راه نروید . در تنهائی ، خیالات و آفت ها        نمی گذارد شما راحت راه بروید . با همدیگر باشید و همدیگر را توصیه كنید . روش بزرگان هم این است . حتی مراجع و بزرگان یك جلسه را در هفته دارند كه به شاگردان خود می گویند كه می آیند و روایات ائمه علیهم السلام را می خوانند و این مرجع بشنود .   این ها هركدام ، تاثیر خاصی دارند . ولو این احادیث را چندین بار خواندیم . اما چه اشكالی دارد كه یكی مان بخوانیم و بقیه گوش كنیم . این جلسات ، جلسه ذكر و یاد آوری همدیگر   است . جلسه علمی نیست كه بگوئیم این را می دانیم . بعضی از عزیزانی هم كه در این جلسات ، شروع كرده اند ، خودشان هم به بركات این جلسات اعتراف دارند .




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار