تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی سی و یكم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

Rounded Rectangle: جلسه 31           13/12/1384بسم الله الرحمن الرحیم

 

خلاصه بحث جلسه قبل این شد كه ذكر یعنی علمی كه در نفس انسان نقش بسته و پرده نسیان برآن كشیده شده، پرده را كنار بزند و دوباره به آن علم برسد. و یا بالاتر ؛ اساسا انسان مواظب باشد كه آن علمی كه دارد، پرده نسیان برآن كشیده نشود. این همان حالتی است از ذكر. و عرض شد كه این علم، هرچه در نفس انسان، عمیق تر نقش ببندد، به همان اندازه آن ذكر هم اثرش عمیق تر است. مثال هم عرض كردیم كه آدرس یك دوستی كه در خاطرمان بوده و فراموش كردیم. وقتی دوباره آن آدرس را به یاد می آوریم، یك ذكری است اما اثر آن در حد آن علم است. یا مثلا فردی از تلویزیون صحنه یك حادثه دلخراش را می بیند (مثلا جنگ، زلزله، و یا طوفان ) یا یك حادثه خوشایند ( مثل جنگل و فضای سرسبزی را با همه لطافت و طراوت آن ). اما اثر ذكر این حادثه، عمیق تر است. یا مثلا كسی كه خودش در آن حادثه مثلا در صحنه جنگ بوده، اثر ذكر آن بازهم عمیق تر است. یا كسی كه از درون وجود، یك علمی را داشته است. مثلا فرزند دلبند خودش را از دست داده است. اطرافیان به هر نحوی او را مشغول می كنند تا اینكه در اثر مشغولیت ها تقریبا به حالت فراموشی می رسد. اما شب وقتی خلوت می شود و عوامل فراموشی از بین می رود، دوباره به آن علم برمی گردد. اما اثر این ذكر، بسیار عمیق تر است. همانطور كه در بستر بیماری، مقداری آب از بدنش رفته است. آب، جزء وجودش است اما در اثر بیماری، نسیان برایش به وجود آمده و كمبود آب را احساس نمی كند. اما اگر بیماری، برطرف شد و یادش آمد، آن تشنگی شدیدی كه در وجودش احساس می كند، همان ذكر است. پس هرچه علم، عمیق تر است، ذكرش هم به همان اندازه سرنوشت ساز است.

عرض كردیم كه خداوند ذكر خود را در قرآن، به عنوان یك معیشت فرموده است. همانطور كه قبلا گفتیم، كه وقتی كه پاره تن خود را از دست دادیم و دومرتبه به یاد آن می افتیم، آن مقدار كه مربوط به وجودمان است، ذكرش هم اثر بیشتری دارد. تا آنجا كه ذكر خود موجودیت ما چه خواهد شد ؟ تا آنجا برسیم كه سر حقیقت خود ما كه نزدیكتر است از خود ما به خود ما، ذكر او چقدر زندگی ساز خواهد شد ؟!

خداوند در آیه 200 سوره بقره می فرماید : " فاذكروا الله كذكركم آباوكم او اشد ذكرا "

یعنی اگر عمق اثر علم ما برای یك آدرس كوچه، در عمق 15% بود، اثر ذكرش هم 15% خواهد بود و نمی تواند 20% باشد. اگر همینطور برویم تا همینطور فرزند دلبند مادری اثرش در نفس او 70% بوده، [اثر ذكرش هم 70% خواهد بود] تا برسد به اینكه خودش، خودش را دریابد، آنجا دیگر اثرش 100% است چون با تمام وجودش رسیده است. تا چه رسد كه علم به خدا پیدا كند. [آنجا دیگر] عمیق تر از ذكر خودش به خودش است. آنگاه ذكر او بیش از 100% خواهد بود. پس خدا را ذكر كنید مثل اینكه پدرانتان را ذكر می كنید. ( بدان كه اثر خدا در وجود تو، از پدر و مادر كه عمیق تر است. پس چطور می شود كه در ذكر خدا هیچ تكانی نمی خوری ؛ حتی به اندازه آدرس رفیق هم این ذكر در تو اثر نمی كند. ) نه اینكه به اندازه ذكر پدر و مادر. این را می گوئیم كه متوجه شوی. اصلا فوق این است و حتی از علم خودت به خودت هم اثر قوی تری دارد. فلذا می بینیم كه در سوره طه كه جلسه قبل آن را خواندیم، اصلا آن را معیشت می داند : " ومن اعرض عن ذكری فان له معیشه ضنكا " (طه 124)

با توجه به بحث های جلسات قبل، متوجه می شویم كه هرچه ناگواری در زندگی احساس می كنیم، خیال می كنیم از بیرون به ما می رسد. فلانی چقدر برای من رفیق بدی است ؛ فلان كارم هرچه تكان می خورم [تلاش می كنم ] عقب تر می رود. نه خیر. بگوئیم، چون خدا را فراموش كردیم، همه از آن است ولی به این بهانه ها ظهور پیدا می كند. مثلا فلان كس كه كم خونی دارد، در دمای 15 درجه هم می لرزد  در حالی كه آن یكی كه چربی و قند و فشار خون زیاد دارد، برعكس در همان هوا، گرمش می شود. در هوای چهار درجه، نفس می كشد و كیف هم می كند. هوا، همان است كه هركس در درون خودش احساس می كند. كسی كه به ذكر خدا رسیده مشكلات زندگی برای او حساب دیگری دارد. تا می رسد به آنجا كه با همه مشكلات، می فرماید : " خدایا این قربانی را از ما قبول كن " [اشاره دارد به قول حضرت زینب سلام الله علیها برسر جنازه حضرت سیدالشهداء علیه السلام ] یا در مجلس یزید، آن حضرت می فرماید : " ما به غیر از خوبی ندیدیم " ["ما رایت الا جمیلا !"(لهوف ص 160) ]. این حرف، دنیا را تكان می دهد. مصیبت هائی كه دنیا را می گریاند، می گوید ما هیچ جز زیبائی ندیدیم. جز این نیست كه او در ذكر خداست. ما    بهانه تراشی می كنیم كه فلانی باعث شد فلان جور شد. خدا می فرماید : چون از ذكر، روی گردان شدید اینگونه است.

خدا در برخی جاها فرمود : به خودت ذكر بكن : اولا یذكرالانسان انا خلقناه من قبل و لم یك شیئا ( مریم 67). ما این علم را داشتیم، با همه وجود فریاد می زنیم كه ما هیچی بودیم و خدا ما را خلق كرد. یا می فرماید : " واذكر ربك فی نفسك." ( اعراف 205). در اینجا " فی " به این معنا نیست كه نفسی باشد و در توی این نفس، ذكر رب باشد. نفس ناقص تر از آن است. بلكه حقیقت ذكر نفس، همان ذكر رب است و برعكس. مثل وجود آب در كاسه نیست. بلكه تمام حقیقت آب، رطوبت است و تمام رطوبت همان آب است. ذكر رب همان نفس باشد. یعنی نفس، به مرحله ای برسد كه بشود ذكر رب. عرض كردیم، در مراتب بالاتر می شود اینكه " فاذكرونی اذكركم " (بقره 152 ) یعنی احساس می كنیم او ما را ذكر می كند كه در حد اولیاء الله است. از مناجات خمس عشر نكاتی را استفاده می كنیم  تا ببینیم چگونه ذكر را به عنوان زندگی باز می كند :

" الهی ! لو لا الواجب من قبول امرك لنزهتك من ذكری ایاك علی ان ذكری لك بقدری لا بقدرك." (مناجات خمس عشر مناجات الذاكرین ). اگر نبود كه امر كردی تو را ذكر كنم، البته منزه می كردم تو را از ذكر خودم. چرا كه مقدار من نمیتواند حقیقت تو را ذكر كند. اما چون خودت امر فرمودی، من از باب اطاعت امر، تو را ذكر می كنم.

در ادامه می فرماید : " و من اعظم النعم علینا جریان ذكرك علی السنتنا و اذنك لنا بدعائك و تنزیهك و تسبیحك. (همان ) از بزرگترین نعمتها این است كه ذكر خودت را بر زبانهای ما جاری كرده ای و اجازه دادی كه تو را دعا و تنزیه و تسبیح كنیم. و با این اجازه، ما را به یك نعمت بسیار بزرگ بهره مند كردی."

خدا برای این حیوانات هم زبان داده كه ای بسا بسیار بزرگتر و سنگین تر از زبان ماست. اما خدا اجازه نداده كه بتواند نطق كند، پس این زبان نیست كه نطق می كند ؛ نطق حقیقتی است در وجود ما و این نطق به اعضای ما می رسد.

وقتی صدائی را از بلندگو می شنویم، در واقع پشت آن بلندگو كسی صحبت می كند نه اینكه خود این انشای این سخن را می كند. پس قبل از حنجره حقیقت من نطق می كند و مفاهیم را تولید می كند و این دستگاهها آنقدر دقیق و حساس و رابطه شان متحد است كه با سرعت فوق تصور ما به زبان می آید و ما تصور می كنیم كه زبان نطق می كند. بعنوان مثال می بینید كسی كه دچار اختلال حواس شده است، حرفی را می گوید بدون اینكه بخواهد بگوید، بعدا می فهمد كه قاطی كرده. و می فهمد كه من این را نمی خواستم بگویم. پس او نگفته، یك كسی گفت و بعد به زبان جاری می شود. یا مثلا مادر داغداری را می بینید كه در واقع با زبان خود سخن نمی گوید بلكه قبل از آن، در باطن خود [سخن می گوید و ] زندگی را در قالب الفاظ بیان می كند. و اینكه بعضی بزرگان فرموده اند زبانا هم این ذكر را بگوئید، جنبه تلقینی دارد. مخصوصا در مقدمات كه كم كم تلقین شود و اثر كند و گرنه زبان نیست ! حضرت فرمود : از بزرگترین نعمتها برمن این بود كه ذكر را جاری كردی در زبان من. در ادامه می فرماید : " الهی ! فالهمنا ذكرك فی الخلاء و الملاء و اللیل و النهار و الاعلان و الاسرار و فی السراء و الضراء (همان ). كه در واقع تمام زندگی را در بر می گیرد. ذكر كل زندگی انسان را تشكیل می دهد. در ادامه دوباره می فرماید : و آنسنا بالذكر الخفی. (همان ) كه شاید همان ذكر رب در نفس باشد. تا می رسد به اینكه : الهی بك هامت القلوب الوالهه و علی معرفتك جمعت العقول المتباینه. ای معبود من ! قلبهائی كه واله شده اند ( از شدت غم و غصه كارش به جائی می رسد كه عقلش را از دست می دهد. ) این عشق تو و توجه توست كه آنها واله در تو هستند، سرگشته هستند و اصلا نمی داند سرش كدام ور می پیچد. سرگشته و حیران شده. شاید كسانی كه دیدیم به صورت افراطی در این راهها می افتند، تلقین می كند كه می گوید من آنچنان عاشق خدا شده ام كه چیزی نمی دانم ؛ این خیالبافی است. چرا كه بعدش می فرماید : و علی معرفتك جمعت العقول المتباینه. یعنی در عین اینكه چنین خاصیتی دارد، در عین حال، عقل را به نظم می اندازد. عقلهای متباین را جمع و جور می كند. به عقل، نظم و قدرت و غذا می دهد. عقل را طوری تنظیم می كند كه این انسان، موجود خاصی می شود در یك نظم دقیقی. بعضی از موتورسوارها را دیده اید كه وقتی از یك پیچ می گذرد، طوری از شدت ترس از نیروی گریز از مركز، خیلی آهسته می رود كه از راه می ماند. و یكی هم از بس به خود مغرور است كه می گوید هیچی نمی شود. با تمام سرعت   می پیچد و ده تا معلق می زند. اما یك موتور سوار ماهر، آن طوری می رود كه با تمام سرعت است و در عین حال پرت نمی شود . یك همچون خط دقیقی است. یكی می گوید عاشق خدا شده ام و دست به دیوانگی های عجیبی می زند كه اصلا ربطی به عشق خدا ندارد. بزرگان ما هم كه در جوار خدا بودند، از این دیوانه بازی ها در نمی آوردند. در عین حال، عقل اینها از همه دقیقتر و [منظم تر ] بود. همان زندگی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه با آن اوج، آنگونه بود. در ادامه می فرماید : " فلا تطمئن القلوب الا بذكراك و لا تسكن النفوس الا عند رویاك..... و استغفرك من كل لذه بغیر ذكرك." چه می فرماید ؟! از فلان گناه كبیره استغفار می كنم ؟ از استمرار فلان گناه صغیره استغفار می كنم ؟ نه، می فرماید استغفار می كنم از هر لذتی كه غیر لذت توست. خوب ما زندگی می كنیم برای لذت، دیگر. به خاطر لذت، چه كارها كه نمی كنیم ؛ حالا هر لذتی : تشنه ام، به آب می رسم از ذكر آب، لذت می برم. اگر این لذت را مستقلا از خود آب ببینم، در دیدگاه معرفت الهی، این گناه است. اما اگر دیدم كه خدا می توانست این لذت آب را منهای این گوارائی آب به من بدهد، اما حكمتش چنین اقتضاء كرده كه از این وسیله باید به من برساند، [این دید درستی است و اشكال ندارد ]. مانند مامور بانك كه كسی می رود از او حقوقش را بگیرد و مامور بانك می گوید : نریخته اند. در این صورت با او دعوا نمی كند. درست است كه باید از اینجا بگیرد. اما نظم براین است كه از این مسیر باید بگیرد. پس هر لذتی كه می برم، می دانم كه از خودش هیچی ندارد. آن وقت این معنای دیگری پیدا می كند.

" و من كل راحه بغیر انسك " خوب شاید لذت ببرد اما همراه راحتی نباشد. می بینید كه با عجله چلوكباب می خورد و لذت می برد اما راحتی ندارد. اما فرق می كند اینكه با راحتی حتی نان و پنیر بخورد. " و من كل سرور بغیر قربك " از هر شادی كه از غیر قرب تو به من برسد. از این گناهها استغفار می كند.

" و من كل شغل بغیر طاعتك. می بینید كه فردی با بچه ای بازی میكند و او را خوشحال می كند اما در عین حال در حال طاعت خداست. اما در نماز شب، نه، در حال طاعت نیست و از نماز شب، استغفار می كند. در جمع بندی بحث ذكر باید عرض كنیم : سلیقه بزرگان این است كه باید از راه عملی حل شود و بدون توضیح. معیاری را عرض می كنم. مثلا كسی كه بر فرض تشنه است و احساس تشنگی كرد و كمبود را احساس كرد، خودش به هرچه نگاه می كند، به یاد آب می افتد. پارچ آب را می بیند به یاد آب می افتد ؛ كوه را می بیند، به یاد آب می افتد ؛ چشمه خشك را می بیند و..... به یاد آب می افتد. تا اینكه بگردد و خود آب را پیدا كند. اینجا دیگر مفهوم تكرار نیست. در زندگی ذكری، تكراری در كار نیست. ده سال است كه پارچ را می بیند [و از آن آب می خورد ] و هر بار لذت جدیدی را احساس می كند. یا مادری كه فرزندش از دنیا رفته است، وقتی لنگه كفش او را می بیند كه هیچ ارزشی هم ندارد و در سطل آشغال هم بیندازد، برنمی دارند، اما آن را نگه داشته است و اصلا تكرار، مفهومی ندارد ؛ دل دائما تكان می خورد. و لذا این آیه را در حسن ختام می گوئیم :" انما المومنون الذین اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا." (انفال 2) از تنفس اكسیژن هوا، كسی خسته نمی شود. هر لقمه و جرعه جدید، یك زندگی جدید است. معیار می تواند دستمان باشد. جلسات علمی با جلسات ذكری، این همه تفاوت دارند. قبل از انقلاب كسی بود كه اهل مطالعه و شناخت فلسفه شرق و غرب  و.... بود. اگر زنده است، انشاءالله خدا هدایتش كند، بیچاره است. به این فرد هر وقت فلان كتاب را نشان می دادی و تعریف می كردی دهن كجی می كرد و می گفت بابا همه اینها را من خوانده ام و   می دانم. این كه چیزی نیست ! دیدگاه علمی محض، به جز غرور و عجب، چیزی ندارد. فلذا احساس تكرار می كند. تا اول یك كتاب را می خواند، می اندازد كنار. چیز جدید را هم فقط برای اینكه چیز جدید بداند، می خواند. اما اهل ذكر، برعكس، مانند آن مادر كه فرزند را از دست داده، هستند. چنین شخصی تا احساس می كند كه از خدای او صحبتی است، از امام او، از ولی او صحبتی است، اصلا برای صدمین بار هم همان لذت خاص را دارد. جلسه ذكر، غیر از جلسه علمی است. از یاد كلام او، از یاد كلام دوستان او [هربار لذت خاصی می برد ]. در آیه می فرماید : " و اذا تلیت   علیهم آیاته زادتهم ایمانا " یعنی مثلا ده بار آن را شنیده ایم ؛ برای یازدهمین بار، یك لذت جدید و یك زیادی ایمان جدید ایجاد می شود. بنابر این مطلب این است كه هر چند نفر باهم، چنین جلساتی تشكیل دهیم و این جلسات عمومی، هرچند هفته یكبار تشكیل خواهند شد.




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار