تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی بیست و هشتم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.
                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

 

امروز روز عاشوراست و در عظمت این روز، آنچنان كه خداوند متعال در حدیث قدسی زیارت عاشورا، خودش فرموده است، عظمت مصیبت این روز، آسمانها و زمین را به لرزه درآورد. به مناسبت این روز، بحث های قبلی را تعطیل می كنیم و در توجه به عظمت این حادثه، از روایات استفاده می كنیم.

وقتی یك بطری شیشه ای می شكند، ما در یك حدی ناراحت می شویم. اما اگر متوجه شویم كه محتوای بطری، بسیار پرقیمت بود، تاثر ما عمیقتر میشود. هرچه به عمق آن محتوا بیشتر پی ببریم، تاثر عمیقتر میشود. اگر بدانیم داروئی بوده، شفای مرضهای صعب العلاج، عمیقتر متاثر میشویم. اگر بفهمیم كه من مرضی لاعلاج داشتم كه این بطری محتوایش، دوای درد من بود و بسیار نادر و كمیاب هم بود (آن وقت این تاثر به اوج می رسد).

این پیكر مبارك كه امروز شكست، چه محتوائی داشت و این محتوا چه ارتباطی با حیات و زندگی و موجودیت من داشت ؟ هرچه عمیقتر این را بشناسیم، به همان اندازه تاثیر دلخراشی خواهد داشت. و البته ما نمیتوانیم آن محتوای پیكر نورانی را در عمق آنها بشناسیم. خودشان فرموده اند كه نمیتوانید ما را در عمق بشناسید.

حضرت امیرالمومنین علیه السلام به ابوذر میفرمایند: ".....اعلم یا اباذر انا عبدالله عزوجل و خلیفته علی عباده لاتجعلونا اربابا و قولوا فی فضلنا ما شئتم فانكم لاتبلغون كنه ما فینا و لانهایته فان الله عزوجل قد اعطانا اكبر و اعظم مما یصفه و اصفكم او یخطر علی قلب احدكم فاذا عرفتمونا هكذا فانتم المومنون (بحارالانوارج26ص1)

من عبد الله عزوجل هستم. اولین صفتی كه حضرت، خود را باآن معرفی میكند، عبدالله است. این عبدالله را باز      می كند و توضیح می دهد. میفرماید: ما را رب حساب نكنید. مبادا به ما صفت خدائی بدهید. و توقع این صفات را داشته باشید. این شرك است. اما بعد از آن، هرچه میخواهید بگوئید در فضل ما ؛ هرچه به دل و ذهنتان می آید. نگو كه نه ممكن نیست،این كار چطور میشود؟ در ما محال نیست. در فضل ما هرچه میخواهی بگو. پس البته شما نمیتوانید به كنه ما برسید و نمیتوانید به انتهای حقیقت ما برسید. همانا خدا عطا كرده به ما، بزرگتر و عظیم تر از آنچه كه توصیف كنندگان شما بتوانند آن را توصیف كنند.

حتی در میدان خیال كه بسیار وسیع است. انسان در ساختار خیال، محدودیت مادی ندارد. میدان بسیار باز است. حتی امور محالی را در خیالتان درست كنید، آنجا ممكن است. حتی هرچه بخواهید، هرچه در میدان قلب خطور كند، خدا بالاتر از آن را به ما داده است. اگر اینطور ما را بشناسید، آنوقت شما مومن شده اید.

شناخت معصومین علیهم السلام با این شناختهای شناسنامه ای و ذهنی و خصوصیات نظام طبیعت، بسیار ناقص است. مثلا ما در ابتدائی با شعله آتش آشنا میشویم. در حد تعریف و بسیار محدود فقط اینكه آتش می سوزاند. اما كم كم در مراتب بالاتر، این شناخت، قویتر و دقیقتر میشود. پی می بریم كه یك سری گازهائی است كه از اشتعال آنها، آتش به وجود می آید كه شناخت عمیقتری است. همچنین در مراتب بالاتر، یك دانشمند میگوید: اینجا یك مشت انرژی حكومت میكند. اگر این انرژی را از این آتش بگیریم، این آتش چیزی بیشتر از صورتی در تابلو نیست. اما هرچه این شناخت بالاتر برود، بالاخره این شناخت ها، در میدان این ماده است. عمیق تر از این نیست. اگر تا اتم هم برویم، این را در میدان نظام این ماده شناخته ایم. اما در حقیقت چه خبر است، از آن خبر نداریم. چطور كه شیمی دان میداند كه اگر انرژی را از آن بگیرند، دیگر چیزی نیست. ائمه علیهم السلام هم می فرمایند: باطن آن، یك حقایق بالاتر بوده كه آن حقایق، حكومت كرده تا اینكه انرژی، انرژی شده و (بقیه خواص به وجود آمده است).

(همینطور میتوان پیش رفت ) تا برسیم به مقام نورایت آن شیی. تمام موجودات عالم، مقام نورانیت دارند. حتی یك ذره گرد و غبار و.... یك فضای خلقی و یك بعد نورانیتی دارد. و همانطور، مقام نورانیت است كه اگر از آن شیی بگیریم، صورتی بیش نیست. مقام نورانیت موجودات عالم، حكومت براین خلق می كند. اینجاست كه حضرت می خواهد استعداد ما را باز كند.

حضرت امام حسین علیه السلام كه به عنوان مظهر شجاعت، سخا، پاكی، عبادت، غیرت و..... (مطرح است)، تازه اگر كسی موفق شود همه اینها را بشناسد، حضرت امام حسین علیه السلام را در محدوده این عالم شناخته است. حضرت امام حسین علیه السلام را با بالاترین شناخت از صفات ممتاز آن حضرت بشناسیم، تازه (در محدوده این عالم ) شناخته ایم و این شناخت اگر به عمق برسد، می رسد به مرز عالم ماده. اما حضرت می خواهند این را بشكنند و بفرمایند: مقام نورانیتی حضرت را دنبالش باشید و اگر آن را بشناسید، تازه خدا را شناخته اید.

در ادامه آن حدیث، حضرت علی علیه السلام می فرمایند : "(یا اباذر).... معرفتی بالنورانیه معرفه الله عزوجل و معرفه الله عزوجل  معرفتی بالنورانیه و هو الدین الخالص..."(بحارالانوار ج26ص1)

استعداد ابوذر به اینجا رسیده كه مولا علیه السلام او را این طور تربیت بكند. اینها در سینه های امثال ابوذر ها و سلمان ها بیان شده. " شناخت مقام نورانیت من، شناخت خدای عزوجل است و شناخت خدای عزوجل شناخت من به مقام نورانیت است. عالم نوری، قبل از این عالم خلق است. قبل از اینكه ما كل موجودات، برسیم به عالم ماده، در عالم نوری بودیم. تازه آن عالم هم مراتبی دارد. پائین آمدیم تارسیدیم به عالم برزخ مثالی بعد به تاریكی و بعد بازهم پائین آمدیم تارسیدیم به عالم ماده. پس ما با همه موجودات عالم خلقتی (دیگر) داشتیم ؛ خلقت نوری.

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: " ان الله تبارك و تعالی خلق الارواح قبل الاجساد بالفی عام  فجعل اعلاها و اشرفها ارواح محمد و علی و فاطمه والحسن و الحسین و الائمه بعدهم صلوات الله علیهم فعرضها علی السموات والارض والجبال فغشیها نورهم." (بحارالانوار ج11ص172)

خدا قبل از اینكه این جسدها را خلق كند، دو هزارسال قبل از این، عالم ارواح را خلق كرده بود و در آن عالم، اشرف آنها را نور پنج تن قرار داد و بعد این نور را در معرض آن ارواح قرار داد و آن نور، همه این ارواح را فراگرفت. امروز ما از خانه بلند نشده ایم بیائیم اینجا. بلكه چندین عالم طی كرده ایم. اما چون فطرت را خاموش كرده ایم، همه اینها از یادمان رفته است.

حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام از پدرشان از جدشان از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و او هم از خدا در شب معراج نقل میفرماید كه :" انی خلقتك و خلقت علیا و فاطمه والحسن و الحسین علیهم السلام من شبح نور ثم عرضت ولایتهم علی الملائكه و سائر خلقی و هم ارواح فمن قبلها كان عندی من المقربین."(بحارالانوار ج26ص307)

من، تو و علی و فاطمه و حسن و حسین را از شبح نوری آفریدم ( جنس شما از جنس ماده نبود، نور بود) سپس ولایت شما را بر ملائكه و سایر خلقم عرضه كردم، در حالیكه آنها هم در آن عالم، روح بودند.(معلوم میشود حتی خود عالم ارواح هم مراتب دارد. با اینكه ملائكه در عالم ارواحند، اما معلوم میشود قبل از این هم در یك عالم دیگر بودند كه آنجا عرضه شد) تا آنها كه قبول كردند، مقرب شدند.

ارتباط معصومین، یك ارتباط وجودی است. در زیارت عاشورا می خوانیم مصیبت عاشورا برای كل عالم، سنگینی كرد. موجودیت كل عالم (با امامان در ارتباط است). منتها شناخت ما ناقص است. شناخت ما به شناخت جوجه ای می ماند كه جرعه آبی را می خورد و در نتیجه یك شناختی از آن آب دارد. شناخت دارد كه آب را می خورد دیگر. چرا خاك را نمیخورد؟ آب را حس می كند. اما دركش بسیار ناقص و محدود است. همان مقداری كه میخورد، میشناسد. اما اینكه این آب از كجا سرچشمه گرفته ؛ قبلا ابر بوده، كجا بوده، در این مسیر كه میرود كدام درختها را آبیاری میكند، آن درختها چه میوه هائی میدهند، آن میوه ها را چه كسانی میخورندو.... از اینها دیگر خبر ندارد. و ادعا هم میكند كه من آب را شناخته ام. این چه شناختی است ؟ این از آب لذت میبرد و خیال میكند او با آب مانوس است و بهره میبرد. اما چه شناخت ضعیفی! ما، اهل بیت علیهم السلام را شناختیم. در این حد. اما ابتدا و انتهای این نور چیست و موجودیت عالم چیست ؟ اینجا دیگر نمیدانیم. حضرت فرمودند نمیتوانید بشناسید.

"....اراده الرب فی مقادیر اموره تهبط الیكم و تصدر من بیوتكم "(كافی ج4ص577حدیث2)

" اراده رب در تقدیر كارهایش فرود می آید برشما و از شما صادر میشود و به این موجودات می رسد." پس الان این دستی كه من تكان میدهم، همین پدیده در ارتباط با پدیده الهی و از نور معصومین علیهم السلام آمد. این است كه بحث امام شناسی بحث مهمی است. اگر این معنا حل شود، آن عبارت كه كل موجودات عالم گریه كردند، روشن خواهدشد. در دعای رجبیه میخوانیم:.... لافرق بینك و بینهم الا انهم عبادك و خلقك." (بحارالانوارج95ص392)

هیچ فرقی نیست بین شما و رب، الا اینكه شما بنده و خلق او هستید. دقیق تر بیان میفرماید و آن شبهات ناآگاهانه را حل میكند. هیچ فرقی بین شما و خدا نیست الا اینكه شما بنده خدا هستید. اگر مفهوم بنده حل شود، خیلی از مسائل حل شده است. مثال : در بین اجسام، هركدام از آنها، تسلیم پذیری آن بیشتر باشد، آن را بیشتر برای اشتعال حساب     می كنیم. مثلا هیزم،سوختن را می پذیرد. اما نفت سریعتر است. همچنین بنزین بیشتر است و سوختن آن كامل تر است. این تسلیم پذیری در برابر خصوصیات، در واقع نوعی بندگی است. هرچه اشتعال، سریعتر و قویتر و كاملتر باشد، این تسلیم پذیرتر است و همان مقدار، آثار آتش، اینجا بیشتر است و به همان مقدار، صورت تجلی آن آتش است. این، صورت مادی آن آتش است ( اینكه می بینیم ) نه كل حقیقت آن. اگر كل حقیقت را بخواهیم بشناسیم، باید این ماده را بشكنیم، یا بارشد فكری یا با رشد فطرت. چرا كه آن آتش شبیه این نیست. آنجا این آتش صحبت میكند ؛ میشنود؛ حمد و تسبیح میكند. پس خود حقیقت آتش، نمیتواند به این عالم ظهور كند. اصلا محال است. پس آنچه ظهور میكند، خود حقیقت آتش نیست. خود حقیقت را ما دسترسی نداریم و نمیتوانیم دسترسی داشته باشیم. فلذا این هیزم كه تسلیم پذیری نداشت باید بیاید حسادت كند كه چرا مرا حساب نمیكنید ؟ میگوئیم : نه، كاملترین و تسلیم پذیرترین، لیاقت دارد كه   ( آتش در او ) تجلی كند.

پس عبودیت، یك سجاده چند متری و یك تسبیح چند متری و یا یك انگشتر چند كیلوئی نیست ! عبادت همان استعداد تسلیم پذیری در ظهور صفات خدائی است. به همین دلیل میفرماید : خدا نگوئید، هرچه میخواهید بگوئید. ما همان عبودیت او را داریم. در زیارت حضرت امام حسین علیه السلام می خوانیم : " اشهد انك قد اقمت الصلوه و اتیت الزكوه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و عبدت الله مخلصا.... " (مستدرك ج10ص299)

تسلیم پذیری را در صحنه عاشورا ظهور دادی. همچنین در خطبه های آن حضرت است كه : " رضا الله رضانا اهل البیت." (بحارالانوار ج44ص366). اگر برعكس میفرمود، معنا یك خورده فرق میكرد. اینكه رضای ما اهل بیت را بعدا آورده است یعنی اصلا رضای الله رضای ما است. یعنی اصلا حركت ما، رضای ما و.... عین رضای خداست. ما تمام وجودمان اصلا نه تنها جرقه بخورد ما مشتعل می شویم بلكه اصلا ما خود به خود مشتعل می شویم. اصلا فرق ما با آن این است كه او ذات و ما تجلی هستیم. و این آیه قرآن هم این را تائید می كند : در سوره دهر آیه 30می فرماید :           " وماتشاءون الا ان یشاءالله "         اصلا شما چیزی نمیخواهید مگر آنچه خدا می خواهد. (اما موضوع این است كه ) به این حقایق، نمی رسید مگر با پاكی فطرت. اگر فطرت پاك باشد، این حقایق، بدون توضیح بدست خواهد آمد وگرنه تمام این مطالب، آنقدر مشكل است كه شاید قبول كردن این مطالب، نزدیك محال باشد. عرض شد كه یك قطره آن گریه ها، برای خاموشی آتش جهنم، كافی است. ائمه علیهم السلام می فرمایند همه ما سفینه نجات هستیم اما سفینه حضرت امام حسین علیه السلام اسرع است و زودتر نجات می دهد. گریه بر حضرت امام حسین علیه السلام یكی از دستورالعمل های بزرگان است برای پاكی روح و احیای فطرت خاموش شده و راهی است بسیار سریع.

ضمنا احادیثی كه در این جلسه عرض شد، مداركشان را می توانید از كتاب "فروغ شهادت " آیت الله سعادت پرور پیدا كنید.




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار