تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی بیست و هفتم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

Rounded Rectangle: جلسه 27            14/11/1384بسم الله الرحمن الرحیم


جلسه قبل، بحث درباره گریه بود. گریه یك حالتی است در حقیقت انسان كه وقتی رحمت او به غلیان می افتد، این حالتی كه پیدا می شود در حالت جوشش آن رحمت، آن حالت، حالت گریه است و این گریه، به قدری عجیب است كه رحمت طرف مقابل را هم به غلیان می آورد. خود، غلیان و جوشش رحمت است و رحمت طرف مقابل را هم به غلیان و جوشش می آورد. حالا اینكه اشك می ریزیم، آثار آن گریه ای است كه در انسان، به وجود آمده. وگرنه خیلی ها میتوانند هنرمندانه اشك بریزند بدون اینكه در دل بگریند. اشك بریزند درحالی كه در دل می خندند و حتی قساوت قلب دارند. اگر دقیقتر فرو برویم می بینیم كه وقتی انسان، در معرفتش از چنین صفای باطن برخوردار می شود، رحمت وجودش به بركت پاكی میتواند به سادگی با كوچكترین توجه، این جوشش را پیدا كند.

فلذا گریه یكی از آثار صفای باطن و پاكی روح است. اینكه عرض كردیم رحمت انسان، به جوشش بیاید، این رحمت هم مربوط می شود به حقیقت وجود انسان، بلكه به حقیقت وجود تمام موجودات عالم، چرا كه تمام موجودات عالم از اسم رحمت خدا بوجود آمده اند. "بسم الله الرحمن الرحیم " كه بحثی است در تفسیرسوره حمد، (می فرمایند) كه خداوند، كل موجودات عالم را (ملكوت و ماده و....را) از اسم رحمان  خود خلق كرد و كل موجودات عالم از اسم رحمان خدا خلق شدند و به اسم رحیم خدا، به كمال می رسند. با این توصیف خواهیم دید كه امكان دارد كل موجودات عالم، گریه كنند. و این گریه برحضرت یحیی (ع) و بر حضرت امام حسین علیه السلام، به استناد آیات و روایات، وقتی اتفاق افتاده، یك معنای بسیار عمیقتر را میفهماند و دیدگاه دیگری از گریه و ارتباط خودش در گریه پیدا میكند.

مطالبی را براین اساس، از كتاب "فروغ شهادت" آیت الله سعادت پرور عرض میكنیم:

حضرت امام صادق علیه السلام میفرمایند: " ما قتل قبله احد كان تبكیه السموات والارضون والملائكه والوحوش والحیتان فی البحار والجبال ؛ لو یوذن لها ما بقی علی الارض متنفس"

در مورد حضرت یحیی (ع) هم عمده ای از موجودات عالم گریه كردند و حتی در مورد حضرت امام علی علیه السلام.اما این روایت، نشان میدهد كه كل موجودات گریه كردن، مخصوص حضرت امام حسین علیه السلام است.

ترجمه: پیش از حضرت امام حسین علیه السلام كسی كشته نشده كه گریه كند برای او آسمانها و زمین ها و ملائكه و حیوانات و ماهی های داخل دریاها و كوهها و در واقع كل موجودات عالم. اگر برای آنها اذن داده شده بود، آن جوشش كه در حقیقت آنها پیدا شد، اگر اجازه داشتند یك نفس كش هم بر روی زمین باقی نمیماند. چون اذن خدا نبود، در صورت عالم تغییری پیدا نشد. نه فقط انسان، بلكه كوهها و ملائكه و.... همه گریه كردند.

همچنین : "قال ابوعبدالله علیه السلام : ان اباعبدالله علیه السلام لما مضی بكت علیه السموات السبع و الارضون السبع و ما فیهن و ما بینهن و ما ینقلب علیهن و الجنه و النار و ما یری و ما لا یری."

یعنی : آن وقت كه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شهید شد گریه كرد بر او آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه و هرچه در آنها هست و هرچه در بین آنها هست و هرچه در آنها حركت میكند و هر آنچه كه به چشم دیده میشود و هرچه به چشم دیده نمیشود حتی بهشت و آتش جهنم.

پس این، چه جور گریه ای است؟ آیا اینها اشك ریختند؟ یعنی حتما باید چشمی باشد و آب بریزد و دهانی و حنجره ای باشد و صدائی بیرون آید تا اینكه بگویند ذرات آسمان و زمین اینها را ندارند پس چگونه گریه كرده اند؟

گریه، این نیست كه اشك بریزد بگوئیم گریه شد. گریه عرض كردیم جوشش و غلیان رحمت موجودات است. اصلا موجودات عالم، هر آنچه كه خلق شده، جنسش از رحمت خدائی است. این حركت، چه جور حركتی است كه در كل جنس موجودات عالم، غلیان به وجود آورد. مطلب، بسیار دقیق و لطیف است. پس حقیقت موجودات عالم، یك زندگی دارد كه دور از شعور ما هستند و برای اثبات این مطلب، از فرمایشات این بزرگوار كه اسنادی را آورده اند، عرض میشود:

در قرآن كریم میفرماید: " ربنا الذی اعطی كل شیی خلقه ثم هدی " ( طه 50) پروردگار ما آن پروردگاری است كه هرموجودی را كه آفریده، در آفرینشش هرچه لازم است عطا كرد ( و سپس او را هدایت كرد.) اصلا در خود هدایت، حركتی است. اصلا هدایت منهای حركت، نمیتواند باشد. و یك چیز، در حركت است تا احتیاج به هدایت دارد. من خیال میكنم ستون و كوه و غیره ثابت است. " ثم هدی". این در حال هدایت است. حركت فقط این نیست كه دو پا یا چرخ داشته باشد. آن حركت را كه من با آن آشنا هستم، آن را ندارد. نه اینكه حركت ندارد. انواع خیلی از حركتها را اصلا ما نمیتوانیم تصور كنیم. فقط خدا اشاره كرده كه هر چیزی در عالم، در هدایت خداست. پس حركت در آنها وجود دارد و موجودات عالم، زندگی دارند. خوب الان آن ماهی كه در یك ظرف شیشه ای در این اتاق زندگی میكند، اصلا نمیتواند بفهمد كه بیرون این آب، زندگی هائی وجود دارد. زندگی را همان میداند و با همان ماهی مثل خودش و غذای خود مانوس است. خوب ما ماهی های محصور در این عالم طبیعت اگر با این دیدگاه وارد شویم ( زندگی را جز شبیه آنچه خود داریم تصور نخواهیم كرد).

خداوند در سوره نحل آیه 49 میفرماید : " ولله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض " یعنی سجده میكند به خدا هر آنچه در آسمانها و زمین است. سجده نمونه ای است از خیلی از مسائل. مثلا می گوئیم فلانی را كه قلبش ایستاده بود خیال میكردیم مرده است. به همراهش در بیمارستان زنگ میزنیم كه چه خبر ؟ می گوید : بلند شد و از یخچال آب برداشت و خورد. از این جمله صدها معنا می فهمیم. یعنی زنده شده و سالم و سرحال است و..... و وقتی خداوند میفرماید سجده میكند هر آنچه در آسمانها و زمین است، چیز ساده ای نیست ؛ خیلی معانی را میفهماند. این انسان است كه از این طرف باید نكته سنجی را بالا ببرد و از یك كلمه مناسب، هزار چیز را بگیرد. خودش هم در این آیه با فعل مضارع میفرماید. یعنی همین الان سجده كردن دارد انجام میگیرد. همچنین میفرماید : " والنجم و الشجر یسجدان " ( الرحمن 6 ) یا میفرماید : " سبح لله ما فی السموات و ما فی الارض " ( صف 1 ) یا در سوره رعد آیه 13 میفرماید : " و یسبح الرعد بحمده " یعنی این رعد، هم حمد میگوید و هم تسبیح میگوید یا تسبیح میگوید در حالی كه حمد میگوید. یعنی نه تنها كوه تسبیح میگوید، بلكه صدائی كه آمد و رفت و ما اصلا آن را موجود حساب نمیكنیم، این صوت هم زندگی میكند. چه حقیقتی دارد ؟ در سوره اسری آیه 44 میفرماید : " و ان من شی الا یسبح بحمده و لكن لا تفقهون تسبیحهم " اینجا دیگر سر ما را در خاك فرو میبرد با چه ذلت عجیبی؟! انسان خود را چیزی خیال میكرد اما میفرماید: و هیچ چیز نیست مگر اینكه تسبیح خدا را میكند همراه حمد. لكن تسبیح آنها را شما نمی فهمید! " ما به مورچه میگوئیم كه چیزی نمی فهمد میگوئیم كه این مورچه كه روی سیم تلفن حركت میكند نمی داند كه این سیم از كجا به كجا و به چه منظوری كشیده شده و ارتباط بین چه جاهائی را برقرار میكند و چه اطلاعاتی را رد و بدل میكند و یا ماهی داخل اتاق در تنگ آب نمی فهمد كه در اتاق، چه می گذرد. قرآن هم به ما می فرماید : " ولی شما نمی فهمید"!

پس با این توصیف، معلوم می شود كه موجودات عالم، گریه می كنند و فقط این نیست كه اشك بریزد. گریه درآن حركت غلیان رحمت و به عبارت دقیقتر حقیقت موجودیت موجود تاثیر گذاشت و گریه به وجود آمد.

حضرت امام صادق علیه السلام در مورد شعور موجودات میفرمایند: "معلم الخیر تستغفر له دواب الارض و حیتان البحر و كل صغیره و كبیره فی الارض و سمائه " (بحارالانوار ج2ص17) وقتی كسی به دیگری خیری را تعلیم میكند (واقعا از روی دلسوزی و رحمت راهنمائی میكند تا به چاله نیفتد اما متكبر میگوید به من چه. اما بعضی ها آنقدر رحمتشان جوشان است كه اصلا انگار كار خودش است. دوستی نقل میكرد كه عموی من به شدت تصادف كرده بود و به اورژانس برده بودندو حالت بسیار مشمئز كننده ای پیدا كرده بود. با ما كه در شهر دیگر بودیم تماس گرفتند و گفتند. وقتی به بیمارستان رسیدم، دیدم از زمان آوردن او به بیمارستان، یك عزیزی مثل برادر و جان خودش از او پذیرائی میكند و به كارهایش میرسد و با اینكه خسته بود این كار را با جان و دل انجام میدهد و حتی من كه نزدیكترین عزیزم بود، نمیتوانستم اینگونه به كارهای او برسم. در هركسی نمیشود. انسان  اگر اینجوری رحمتش به غلیان بیفتد، اثرش را می گذارد. هركسی به هرشكلی، آموزش قرآن، روایت و..... ) تمام جنبندگان در زمین و ماهیان دریا و هر كوچك و بزرگی در آسمان و زمین، برای او استغفار میكنند. یا حضرت امام سجاد علیه السلام میفرمایند: " ان طالب العلم اذا خرج من منزله لم یضع رجله علی رطب و لا یابس من الارض الا سبحت له الی الارضین السابعه " (بحارالانوار ج 1ص168)

ما میگوئیم زمین هیچی نمیفهمد. حضرت امام سجاد علیه السلام میفرمایند: البته جوینده علم (براساس قرائن، منظور علم الهی معرفت الله است) همان لحظه كه از منزل خارج شد، قدمش را به هیچ تری و خشكی نمیگذارد مگر اینكه آن محل تا هفت طبقه زمین برای او و در حق او تسبیح میكنند.منظور از هفت طبقه، چیز دیگری است. نه این زمین، هفت طبقه زمین برای او تسبیح میكنند.

این رفیق بغل دستی من با آن ادعای علمش خبر ندارد من برای چه میروم و به چه نیتی میروم. اما خاك زیر پای من میداند و این كار، در حقیقت او تاثیر دارد و به ما دعا و تسبیح میكند.

پس بدین ترتیب، معلوم شد كه اشك ریختن، به آن معنا نیست كه ما تصور میكنیم كه حتما چشم باشد و حنجره ای و دهانی و غددی و..... بلكه گریه، غلیان رحمت یك موجود می باشد. كه رحمت را هم عرض كردیم كه جنس حقیقت موجودی است كه از اسم رحمان خدا صادر شده است. روایت دیگری را هم در اثبات گریه موجودات ذكر می كنیم:

این روایت، حدیث معراج است. این حدیث را بزرگان اهل معرفت، تدریس میكنند كه یك دور دستورالعمل سلوكی است كه خدا خودش برای سالك خودش كه حضرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم هستند دستور میدهد. آن هم در خلوت خویش. چه دستوری میشود كه در آن استاد، خداست ؛ شاگرد، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و آن هم جلسه خلوت خودشان باشد؟! لذا مرحوم آیت الله سعادت پرور در كتاب سر الاسراء خود از اول تا آخر حدیث را بازكرده اند. در آن حدیث آمده است كه :

واعلم یا ولی الله ! ان الابواب التی كان یصعد منها عملك تبكی علیك و ان محرابك و مصلاك تبكیان علیك.

سالك، به جائی میرسد كه همه وجودش، رحمت میشود و طوری در نظام خلقت اثر میگذارد كه آن چیزهائی كه با آنها در ارتباط است (حتی ارتباط مادی ) آنها را هم تحت تاثیر قرار میدهد.

"ای ولی الله، بدان البته درهائی كه عمل تو از آنها صعود میكند، گریه میكند برای تو و البته محراب و مصلای تو گریه میكنند برای تو " همچنین حضرت امام كاظم علیه السلام میفرمایند: "اذا مات المومن بكت علیه الملائكه و بقاع الارض التی كان یعبد الله علیها و ابواب السماء التی كان یصعد فیها باعماله " (كافی ج1 باب فقد العلماء ص 38 حدیث 3)

یعنی زمانی كه مومن میمیرد، گریه میكند برای او ملائكه و هر جائی كه در آنها، این مومن عبادت خدا كرده و درهای آسمان كه از آنها اعمالش صعود میكردند.

همچنین حضرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به ابوذر میفرمایند: "یا اباذر ان الارض لتبكی علی المومن اذا مات اربعین صباحا "(بحار ج74ص86) ای ابوذر هنگامی كه مومن میمیرد، زمین البته گریه میكند بر او چهل صبح.

پس معلوم شد كه گریه موجودات عالم به این معنا نیست كه چشمی باشد و حنجره ای و فریادی و.... تا بگوئیم كه پس كو؟ چگونه گریه میكند؟ گریه یعنی غلیان رحمت، طوری كه رحمت طرف مقابل را هم به غلیان در می آورد. حالا اینكه در ما این گریه به صورت اشك بیرون میریزد، در نظام خلقت ما به این صورت بیرون میریزد. پس هر موجودی جنسش در آن رحمت است و به تناسب نظام خودش زندگی میكند. ما متوجه نیستیم.

برای فهم مساله، مثالی را در نظر میگیریم : مثلا در خانه ای، پدری خشمگین است اما خشمش را اظهار نمیكند. در نتیجه این بچه كوچك خانواده نمیتواند بفهمد كه این پدر، خشمگین است. از چنین رشدی برخوردار نیست كه از قیافه پدر، درون خشم را بفهمد. فقط خشم را با صورت ظاهر میشناسد. حتما باید بزند قندان را بشكند و صدا كند و در را بكوبد یا سیلی دم گوشش بخواباند آنوقت بگوید این پدر خشمگین است. چون هیچكدام از اینها نیست، نمیتواندبفهمد. اما پسر بزرگتر، تا یك لحن كلام پدر عوض شد، حتی از سكوت پدر میفهمد كه این در حال خشم است. خشم وجود دارد منتها ظهوری كه من بتوانم بفهمم، ندارد. یا وقتی پدر، خوشحال است، نمیفهمد مگر اینكه كارهائی بروز كند كه در درجه شعور اوست. اما پسر بزرگتر فورا میفهمد.

گریه در روح انسان، غلیان و جوشش رحمت است. البته طبعا و معمولا اشك بیرون میریزد. اما این، آثار آن است. جوشیدن، یك مرحله خاصی است. مثلا كتری را میگوئیم هنوز نجوشیده است. ولو داغ هم باشد میگویند هنوز نجوشیده مثلا چائی را دم نكن. اما وقتی جوشید، حبابها پیدا میشود و ممكن است خیلی شدید بجوشدكه حتی سرریز هم بشود. انسان، رحمت دارد اما باید به غلیان برسد. رحمت، مخصوص انسان نیست. جنس آن از اسم رحمان خداست و كل موجودات عالم اگر در حقیقت آنها غلیان پیدا شود، گریه كرده اند اما من نمیتوانم بفهمم. حضرت امام حسین علیه السلام در آن وضعیتی كه پیش آمد، حقیقت همه موجودات را به غلیان درآوردند. این درس امام شناسی است. امام با حقیقت موجودات عالم چه ارتباطی دارد. این غلیان وقتی به حركت بیفتد، رحمت را به غلیان می اندازد و اثر خاصی در نظام آفرینش و زندگی انسان دارد. خود حضرت امام حسین علیه السلام میفرمایند: " انا قتیل العبره " ( وسایل الشیعه ج14ص422) یعنی من كشته شده اشك چشمم. بعضی از بزرگان میگویند : این جمله حضرت امام حسین علیه السلام اشاره به این دارد كه در جریان قتل عثمان، مظلوم نمائی عجیبی قرار دادند و برای تقویت كینه عامه مردم، مجالس سوگواری انجام دادند تا كینه مردم و اشك چشم ها، كارش را منجر به قتل حضرت امام حسین علیه السلام كند.

ولی بسیاری از بزرگان با استدلالاتی كه كرده اند، این نظر را ضعیف میدانند كه آقای سعادت پرور هم به این موضوع اشاره كرده اند. اصلا این مظلومیت، به وجود آمد كه من در جوشش رحمت انسانها تاثیر بگذارم تا اینها در راه پاكی، سریعتر حركت كنند. البته نه اینكه بحث جبری در میان باشد.

حضرت امام صادق علیه السلام میفرمایند: " نظر امیرالمومنین علیه السلام الی الحسین علیه السلام فقال یا عبره كل مومن ! فقال علیه السلام انا یا ابتاه؟ فقال علیه السلام : نعم یا بنی.(بحار ج44ص280) یعنی ای اشك چشم هرمومن. همچنین حضرت امام صادق علیه السلام میفرمایند كه حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند: انا قتیل العبره لایذكرنی المومن الا استعبر لا یذكرنی المومن الا بكی.

خوب پس گریه انسان چگونه باید باشد ؟ به یاد گناهان می افتد، دل خودش به حال خودش میسوزد و رحمت به جوشش می آید و گریه میكند. و علامت قبولی توبه هم این است كه ببیند چگونه گریه می آید. وقتی اثر عبادت طوری عمیق شد كه رحمت او را تحریك كرد، به حال گریه می افتد. مثل همان كتری كه میگویند نجوشیده چای را دم نكنید. این حال استغفار و توبه و عبادت باید آنقدر عمیق شود تا رحمت را تحریك كند. نه تنها تحریك كند بلكه به غلیان درآورد و در آن حالت، اثرات فوق العاده ای دارد.

از فرمایشات آیت الله سعادت پرور است كه میفرمودند : گاهی این گریه از طرف شیطان میشود. سجاده ای را پهن میكند و نماز شب میخواند و حال و هوائی دارد بعد هم افتاده به گریه. اما شیطان اورا به گریه انداخته. صبح هم خیلی خوشحال است كه علامت قبولی دعا و توبه است. غافل از این كه از طرف شیطان است. خوب حالا علامتش چیست از كجا بدانیم از جانب شیطان است یا نه ؟ اگر بعد از آن گریه، احساس ذلت كردیم و آگاهی عمیقتر به عیبهایمان پیدا كردیم و بیشتر شكسته شدیم در محضر خدا، طوری كه امتیازاتمان  از چشم ما ریخت. و نگرانی داشتیم از قبولی عمل كه مكر خدا را كه من نمیدانم چگونه است ؟ در این حالت معلوم میشود رحمانی بوده است. اما اگر پشت سر آن عجب آمد و امتیازی وگناهان، فراموش شد. یا اینكه صبح همه را زیر ذره بین گرفته ام كه ( فلانی فلان كار غلط را انجام داد )، معلوم است كه از طرف شیطان است كه به وسیله این گناه نامرئی و تقریبا غیر قابل تشخیص درونی، مرا بكوبد.

آن كس كه پایش چاقو خورده خودش آن را احساس میكند و دنبال درمان میرود و هركس هم او را می بیند می گوید خدا شفایت بدهد. اما آن كس كه در خونش ویروسی وارد شده است، در ظاهر سالم است اما از درون میسوزد. همینطور كسی كه گناهان ظاهر را كرده است، سرافكنده است و شكسته. اما كسی كه گناهان ظاهر را نكرده، شیطان او را از این طریق ( عجب ) به زمین میكوبد.




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار