تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی بیست و پنجم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در ادامه بحث دعا عرض شد که خداوند دعا را در قرآن در آیات مختلف به عنوان عبادت بیان می کند. یعنی دعا با عبادت، یک رابطه ظاهر و باطن دارد و دعا در واقع، مغز عبادت است و اگر دعا تحقق پیدا کند، بندگی ظهور کرده است. و اگر بندگی تحقق پیدا کند، در باطنش دعا وجود دارد. مطالبی که جلسه قبل به مقدار لازم بحث شد، مخصوصا در آیه 186 سوره بقره استفاده کردیم که فرمود:

"وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ"

عرض کردیم که اولا در این جا کسانی را که دعا می کنند، به عنوان"عباد" می فرماید. که چرا ؟ عرض شد.

معنای دعا هم که گفتیم فرمودند دعا یعنی اینکه انسان، کاری کند توجه دعا شونده به دعا کننده باشد. عرض شد که خداوندکه تحت تاثیر کسی قرار نمی گیرد! در جواب عرض شد که توجه خدا شامل است و این ما هستیم که کاری میکنیم در معرض توجه خدا قرار گیریم.

سوال هم عرض شد که همان نیاز فطری و غریزی هر موجود است که احتیاج به بیان به زبان ندارد. مثال عرض شد که یک کودک وقتی گرسنه است، در طبیعت اوست و این آثار گرسنگی و نیاز به غذا و شیر مادر که در درون خلقت اوست، این را می گویند سوال. این الان سوال می کند. پس اگر در طبیعتش نباشد و صرفا به زبان بخواهد، این را سوال نمی گویند. اما اگر در طبیعت، غذا را بخواهد، اگرچه به زبان هم نیاورد و حتی بی حال بگیرد بخوابد، و گریه هم نکند، اما تمام وضعیت او فریاد می زند که احتیاج به شیر دارم.  در این یكی، كه وجودش نیازی دارد، شاید بهانه می گیرد و شیر میخواهد. این سوال نیست.

وقتی بچه كاری میكند تا توجه مادر را به خودش متوجه كند، این حالت دعا است برای مادر. دعوت مادر است. پس بچه، اول دعای مادر میكند. پس از اینكه توجه را به خود جلب كرد و در شعاع توجه مادر قرار گرفت، سوالش را میكند و میخواهد. آن سوال غذایش است. و این حركات، دعایش است. پس سوال كردن، غرض و هدف از دعا است. دعا انجام میگیرد تا سوال طلب شود. بعد هم عرض كردیم كه گاهی میشود كه خود دعا شونده، خودش، سوال دعا كننده است. بچه یك وقت گرسنه است، مادر را دعا میكند. و پس از توجه، سوال را میخواهد. اما یك وقت هم این است كه در یك محیط خاص و وحشت انگیز قرار گرفته و خود مادر را میخواهد. شیر نمیخواهد. خود مادر را سوال میكند. توجه مادر را به خود جلب میكند. چه میخواهد؟ در این محل وحشتناك و پراضطراب، خود مادر را میخواهد. در این آیه هم خدا همین را میفرماید"وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی"؛ در برابر این همه الفاظ، عبد را میگوید. چون عبد، نیاز و طبیعتش این است."عَنِّی": یعنی از من ( نه اینكه بپرسند من كجا هستم ؟ خدا كه همه جا هست)"عَنِّی" یعنی نیازش و سوالش من هستم. اجابت میكنم دعوت دعا كننده را هنگامی كه دعا میكند. یعنی هنگامی كه كاری میكند در توجه من قرار گیرد، به جواب رسیدن قطعی است. پس نتیجه نهائی این آیه با چنین ترتیبی كه فرمود، این است كه به رشد برسد. (ثمره دعا است). مبنا بر این شد كه ما خود خدا را میخواهیم. پس نیازهای دیگری كه داریم، در شعاع نیاز خدا هستند نه مستقلا. اگر مستقلا نیاز باشد، این دیگر دعا نیست. این یك نوع خود خواهی و ضلالت و گمراهی است كه روی القائات شیطانی به دنبالش میرود. مثل یك انسان سرگردانی كه به هر دری میزند بدون حساب و كتاب و آگاهی و معنا و معیار.

كسی كه مریضی شدیدی دارد، روی نفسانیات و غرض حیوانی خود، به دنبال رفع مریضی خودش است. و به هر دری میكوبد، به او میگویند: فلان گیاه را بخور، مستقلا آن را درمان میداند ( و آن را میخورد) میگویند فلان جا مراجعه كن. مستقلا آن را درمان میداند (و میرود). فلان شراب را نعوذ بالله بخور، میخورد و شفای خود را در كثافت و نجاست میداند! هرچه میكند (آن را مستقلا درمان میداند). میگویند: برو پیش خدا. آن را هم میكند، میگویند نذر بكن، آن را هم میكند. این دیگر دعا نشد كه! به هر دری سری میزند. این كه دیگر نمیتواند توقع داشته باشد. (تو كه ) دعا نكردی! دعا تحقق پیدا نكرده كه. (تازه ) گلایه هم میكند كه"خدا هم دیگر توجه نمیكند!"

كسی از آشنایان میگفت دوستی داشتیم كه در ماه رمضان دیدیم سیگار میكشد، وقتی به او اعتراض كردیم گفت :"میخواهم بكشم، دل خدا را هم بسوزانم"آنقدر عصبانی ام (كه خدا به حرف من توجهی نمیكند)"خوب این فرد با این معرفت، خدایش و دعایش هم با آن گیاه (داروی) بیابان، فرقی ندارد!

خداوند دعا را تعریف كرده است : اولا اینكه از خدا بخواهد. ثانیا.....  ثالثا خود خدا را بخواهد. آن وقت آن حوائج هم در راستای خواست خود خداست كه او را به رشد برسانند. اگر شرایط، تحقق پیدا كرد، استجابت حتمی است. شكی نیست. پس با چنین توصیف از دعا، برداشتها و توقعات شخصی و غلط از بین میرود. با این برداشت، در جلسات بعد، فرازهائی را مطرح خواهیم كرداز دعاهای معصومین. دعاهائی كه نیازهای فطری ما را هم گوشزد میكنند. نیازهائی كه مثل بچه ای، خودمان هم نمیدانیم نیازهمایمان چیست!

در ادامه بحث چند حدیث از اصول كافی می آوریم تا بحث روشنتر شود.

امام صادق علیه السلام میفرماید :"من لم یسال الله عز و جل من فضله فقد افتقر" (اصول كافی،ج 2، ص 467- باب فضل الدعا – حدیث 4)"هركس از فضل خدا نخواهد، البته تنگدست میشود."یاد میدهد كه سوالی داریم توجه كنیم كه از فضل خدا می خواهیم.نه اینكه بتوانیم كاری كنیم كه خدا را تحت تاثیر قرار دهیم. جلسه قبل اشاره كردیم كه اینطور نیست كه میتوان به خدا اثر گذاشت و گفت در نتیجه كوشش ما، عنایت را فرمود. مطلقا و هرگز اینطور نیست. خدا هرچه عنایت میكند از فضل خود عنایت میكند. خدا ! از آن فضل خودت بده(نه از روی طلبكاری من، كه با تو معامله ای كرده ام، سهم مرا بده). من با تمام شرم وحیا و احساس ذلت و زبونی، (می بینم كه ) تو از فضل خود، به من چیزها دادی كه من خبر نداشتم. الان هم می دهی و خبر ندارم. بی شمار.... نیاز، همین چندتا نیست كه فكر می كنم اگر حل بشود خیال می كنیم كه دیگر همه مشكلات حل شد.

استخوانم شكسته است، از روی ناراحتی میگویم اگر این درست شود، دیگر راحت میشوم. اگر درهمین لحظه، آن بیشمار  فضل خدا قطع شود، اصلا آن پا از یادم میرود. و چه نعمتهائی كه من اصلا سردرنمی آورم. بچه بودم، اصلا میدانستم چشم یعنی چه، اصلا اسمش چیه ؟! آن روز این را به من داده. تا چه رسد به اینكه الان چشمم درد گرفته، بگویم تمام مشكل من همین چشم است. آیات و روایات، تفهیم میكند كه همچنانكه 20، 30 یا 50 سال پیش نمیفهمیدی آن چشم یعنی چه، همین الان هم برای صدها سال دیگرت، چیزهائی میدهیم كه الان هم نمی فهمی یعنی چه.

در دعای عرفه میفرماید: خدایا تو آن روز كه دستور دادی ماموران بدنم را بچینند، در آن وقت كه رگها و استخوانها و.... را می چیدند، خدایا اینكه آن موقع، مرا به خودم آگاه نكردی، فضل خودت است. امروز وقتی یك استخوانم میشكند، تاب و توان تحمل آن را ندارم. در عالم قبلی، تمام هیكل من ذوب بود در خون، حركت میكرد و اگر آن موقع  می فهمیدم در چه عذاب دردناكی هستم، چه احساسی داشتم؟! ما این فشارها را پشت سر گذاشتیم اما خدا از روی فضل خود، ما را توجه نداده. حتی در همین دنیا در قنداق چه فشارهائی داشتیم ؟ اما خدا آگاهی نداد. ما اصلا ظهور و تجلی فضل خدا هستیم و همان خدا در ادامه خلقت، همینطور این خلقت را به تكامل میرساند. اما از این زمان به بعد، مقداری از آن خلقت را اختیارش را به من داده و در این راستا، مرا به بعضی از ساختارهای خلقتم آگاهی میدهد. و این مقدار كه آگاهی داده  این همه بی تابی میكنم و نمیدانم كه همین ها مرا در حال ساختارند. چشم را داده، حالا دیدن او كه خمیر مایه اوست، آن چه میخواهد بسازد؟ امروز هم نمیدانم این دیدن در آینده، چه خواهد شد. زبان و گوش و.... هم همینطور.

در دعاها، به چنین نكته ای توجه داریم، انسان صاحب معرفت، نیازهای خود را در راستای آن نیاز قرار میدهد. وقتی بنده خدا شد، قبل از اینكه بخواهد"خدایا مرا عافیت بده"، خود خدا را می خواهد انسان اهل عبادت و بنده خدا، خود عافیت را مستقیما نمیخواهد. توجه به خدا دارد و از فضل خدا این فعل خدا را میخواهد. اگر چنین معرفت و حالی نداشته باشد،"افتقر"، این آدم بیچاره ای است. اگر به آن خواسته هم برسد، بیچاره است. اگر توجه به خدا داشته باشد، اگر لذت آن توجه، او را بگیرد، ای بسا آن نیاز هم از بین برود. مانند بچه ای كه از شدت درد، كسی نمیتواند او را آرام كند، اما مادر او را طوری بغل میگیرد كه اصلا درد را هم فراموش میكند. بی نیاز شد. اما اگر از چنین ارتباطی از آغوش مادر بهره مند نباشد، به او هرچه میدهی ولو سوالش را جواب دادی، بازهم نشده. وقتی در ارتباط با بشر، اینطور است، در ارتباط با خدا چقدر قوی است؟! اگر انسان، سوالش در راستای خدا باشد، آنگاه توجه به فضل خدا دارد و در هر حال، به آرامش رسیده است. چه مشكل حل شود و چه نشود. در مراتب بالاتر هم طوری میشود كه از خود خدا لذت می برد طوری كه همه دردها، فراموش میشود. عبارت، چقدر دقیق بود كه"من لم یسال الله عز و جل من فضله فقد افتقر".

 

امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری می فرماید :"ان الدعاء فی الرخاء یستخرج الحوائج فی البلا". ( اصول كافی ج2ص472 باب التقدم فی الدعاء حدیث 3). یعنی"آنكه در حالی كه بی بلا و در آرامش است، دعا كند، آن دعا در هنگام بلا، مشكل را برطرف میكند."چه كسی در حال رفاه و بدون بلا، چنین دعائی را به خدا میكند؟ كسی كه توجه به خدا دارد از فضل خدا و كسی كه سوال و دعایش خود خداست. این چنین آدمی در حال بلا(هم) اگر دعا كند، دعایش مستجاب میشود. چرا كه به رشدی رسیده است. جبری نبوده كه پیش خدا بیاید. اثر دعا را فرمود كه انسان را رشد بدهد. وگرنه آنقدر كوته فكر باشد كه واقعا خیلی كوچك فكر كند كه :"اگر این مشكلم حل شود، دیگر غم و غصه ندارم!". آخه بیچاره ! بر فرض مشكلت حل شد. تا چه مدتی دیگر مشكل نداری ؟! یك سال، 2سال، 50سال یا 80سال؟! آخه پس از 80سال كه كل موجودیت تو درب و داغون خواهدشد. آنجا چی؟ خودش هم كه حتمی است.

 (این چنین دعا كردن، شبیه این است كه) بچه ای به پدرش میگوید: بابا من از تو هیچی نمیخواهم. فقط یك بستنی میخواهم! خوب بر فرض بستنی را خرید و تا نیم ساعت مشكل شما حل شد. آخه این چه حرفی است شما داری میزنی؟! شما یك ساعت دیگر، یك هفته دیگر..... مشكلاتی داری كه اصلا این از یادت میرود. اما یك وقت هم هست كه من بستنی را میخواهم و همین نیاز باعث میشود كه ببینم كه این بابا كه اصلا توجهی به او نمیكردم، حال نیاز را حس میكنم كه باید آن را بابا بخرد. یعنی بستنی وسیله رشدی میشود برای خیلی چیزهای بالاتر.

اگر این دیدگاه دعا بازشود، اولین بركت، این خواهد شد كه ما را از خود میگیرد و عاشق خدا میكند. و آنگاه فرازهای دعاهای معصومین معنی پیدا خواهد كرد.

امام صادق علیه السلام میفرماید:"ان الله عزوجل لایستجیب دعاء بظهر قلب ساه فاذا دعوت فاقبل بقلبك ثم استیقن بالاجابه.(كافی ج2ص473باب الاقبال علی الدعاء حدیث 1)."اصلا خداوند متعال استجابت نمیكند (البته) دعائی را كه از روی قلب غافل خدا را صدا كند. پس حالا اینطور است، زمانی كه میخواهی دعا كنی، با همه وجودت توجه به خدا كن."

مثل حركات بچه كه آرام و قرار ندارد و اصلا میزند چیزی را می شكندتا توجه مادر را به خود جلب كند، این حركات او دعا است. اما عرض شد كه در مورد خدا اینطور نیست. خدا تحت تاثیر هیچی نیست حتی خودش. من باید توجه كنم. یعنی كاری كنم، در راستای توجه خدا قرار گیرم. این، وقتی خواهدشد كه خود این دعا كننده، توجهش به خدا باشد.

مانند اینكه برای پیدا كردن كانون یك عدسی، آن را در مقابل نور خورشید آنقدر این طرف و آن طرف می كشی تا درست در آن نقطه ظهور پیدا كند. نه اینكه نور خورشید را آن قدر این طرف و آن طرف می كشی تا كانون را پیدا كنی. ما هم عدسی دلمان را آنقدر دقیق تنظیم می كنیم تا نقطه ارتباط با توجه خدا، در راستایش قرار گیرد. همینكه اینطور شد، دیگر حل است. بچه مادر را به سوی خود میكشد. اما خدا كه مادر نیست. بلكه دعا كننده است كه طوری تنظیم میكند كه دقیقا به شعاع توجه خدا برسد.

در ادامه میفرماید :"فاقبل بقلبك...."با قلبت رو بیاور و یقین كن اگر این دل در آن مدار قرار گرفت، اجابت حتمی است. یقین دارم اگر بتوانم قلب را در آن مدار قرار دهم، اجابت حاصل میشود. یقین كن!

فلذا حضرت امیر المومنین علی علیه السلام می فرماید :"الدعاء مفاتیح النجاح و مقالید الفلاح و خیر الدعاء ما صدر عن صدر نقی و قلب تقی."( اصول كافی ج2ص468 باب ان الدعا سلاح المومن حدیث 2)

قلب اولا باید خودش را ازتمام واردات غیر خدا تنقیه كند. هر مقدار كه توجه به غیر خدا است، نمیگذارد. در تابش خورشید مادی اگر دستمان كه عدسی را گرفته یك لحظه نوسان كند، نمیشود(ازكانون خارج میشود). حالا با آن نوسانات عریض و طویل دل، چطور میخواهد(دعا) بشود. قلبی كه از یك طرف، این توجهات غیر خدائی را تمیز كند و از طرف دیگر خود را در آن راستای توجه نگهدارد، (تقی ) و ثابت قرار گیرد تا تنظیم محقق شود، اینجور اگر انجام شد، بهترین دعا تحقق پیدا كرده است. آثار آن چه میشود؟

یكی از مهمترین آثار، این است كه از چشم، قطره ای اشك بیرون می ریزد. قطره اشك چه ارتباطی با اتصال دل دارد. بحثی است كه بزرگان دارند. گاهی حدقه چشم پر از اشك میشود اما بیرون نمیریزد. گاهی فقط پلكها را خیس میكند. اقسام اشكها هم ارتباط با آن دارد.

حضرت امام صادق علیه السلام می فرماید:"ما من شیی الا وله كیل و وزن الا الدموع. فان القطره تطفی بحارا من نار."( اصول كافی ج2 ص481 باب البكاء حدیث اول).

هر چیزی وسیله سنجشی دارد مگر اشك چشم (چیز عجیبیه) یك قطره اشك، قدرتش آنقدر قوی است كه دریای آتش را خاموش میكند. كلام معصوم است اغراق نیست. اما كدام اشك است ؟ گاهی اشك ها از طرف شیطان است. شب بیدار میشود برای نماز شب و به القای شیطان ای بسا آنقدر اشك بیاید كه سجاده خیس شود و او هم خوشحال شود كه بخشیده شدم.




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار