تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی نوزدهم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ادامه بحث تعریف زندگی دنیا از دیدگاه قرآن كه فرمود: بدانید كه زندگی دنیا، لعب و لـهو و زینت و ... است.

در جلسات قبل عرض شد كه كسی كه از نظر روحی، لطافت پیدا می‌كند، از یك قدرت تیزبینی خاصی برخودار است و می‌تواند حقایق لطیف را مشاهده كند و متوجه شود. بلكه آن‌ها را تجزیه كند. ما اگر مو را می‌بینیم، آن‌ها پیچش مو را می‌بینند. ما اگر مو را می‌بینیم، آن‌ها مو را می‌شكافند. یكی از آن لطایف همان زینت است. زینت حقیقت لطیفی است كه خیلی قابل دقت است. اگر زینت، همراه با چیز كریه و ناقصی باشد، كراهت او را می‌پوشاند. و با جزئیاتی كه دارد، كراهت آن را تحت شعاع خود قرار می‌دهد. زینت یك لطافت عجیبی دارد، در كشش دل و توجه انسان. منتها این به كجا متكی است، قابل دقت است. مثال ساده:

مثلاً ما وارد یك كارگاه یا فروشگاهی می‌شویم كه تمام اشیاء آن به هم ریخته، به وضعیت بسیار بدی كه دل آدم نمی‌آید كه آنجا بایستد. اما یك انسان باذوق و هنرمند و بادقت، این اشیاء را به طرز بسیار جالب و با نظم بسیار دقیقی می‌چیند. پس از چند روز وارد می‌شویم و می‌بینیم كه آنقدر جذاب است كه انسان می‌خواهد تماشا كند. طوری كه می‌خواهد اصلاً عكسش را بردارد. چه چیز اضافه شده كه 180 درجه وضعیت انسان در برخورد با این، متفاوت شد؟ حتی یك پر كاهی هم آنجا اضافه نشده تا اینقدر انسان را به طرف خود كشید. فقط یك چیز اضافه شد و آن اینكه رابطه این اشیاء با نظم خاصی قرار گرفته كه آن نظم، اصلاً از جنس ماده نیست. ذره‌ای ماده اضافه نشده. از رابطه بین آن‌ها نظم، اضافه شد. و جالب اینكه هرچه نظم، بیشتر، زیبایی بیشتر و هرچه كمتر، جذابیت، كمتر. این زیبایی كه ما را به خود جذب می‌كند، دل را می‌رباید، پس متكی شد به یك حقیقت دیگر به نام نظم در بین اشیاء. خودش مستقلاً چیزی نبود. اگر با دقت نگاه كنیم، در باطن این زینت، نظم را مشاهده می‌كنیم.

 

افراد متفاوتند، یك بچه سه چهار ساله، برایش اصلاً وضع اول و دوم فرقی نكرده و اصلاً چیزی به نام زیبایی، آنجا نمی‌بیند. انسان‌های یك خورده بالاتر، لذت می‌برند؛ اما از خود این زیبایی. یك خورده انسان‌های با روح بالاتر، جذب نظم آن می‌شوند. و كسانی كه از آن هم یك خورده بالاتر هستند، علاقمند به آن انسان هنرمند می‌شوند.

بحث برهان علی نیست. دل انسان‌ها به واسطه لطافت، به آن كشیده می‌شود. بحث احساس است؛ نه مسأله دیدن و پی بردن. شما كسی را می‌بینید، اصلاً به او اعتنا نمی‌كنید. بعد می‌گویند این فلان اندیشمند است. خود به خود علاقمند به این شخ می‌شوید. احساس است. هرچه احساس، عمیق‌تر به طرف آن حركت می‌كند،...

این زینت دو صورت دارد. یكی اینكه در عالم واقع، زینتی وجود دارد. یكی اینكه در قوه خیال ساخته می‌شود. اگر در نفس زینتی نقش بست، به آن كشیده می‌شود. مشكل، این است كه كجا تولید می‌شود؟ یك وقت در عالم خارج است، یك وقت قوه خیال می‌سازد و به نفس می‌فرستد و آنجا نقش می‌بندد. قوه خیال صورت‌پردازی عجیبی دارد. و از آنجا تولیدات خود را به نفس صادر می‌كند و برای نفس هم فرقی نمی‌كند كه در بیرون ساخته شده یا در قوه خیال. اثر خودش را می‌گذارد. قوه خیال -چه مثبت و چه منفی- نفش عجیبی در انسان دارد.

آزمایش ساده‌ای را می‌توان در نظر گرفت. بچه‌ای را در نظر بگیرید. در بچه‌ها، قوه خیال حساستر از بزرگسال است. او را در یك محل تاریك تاریك قرار دهید. تاریكی هم قوه خیال را بیشتر فعال می‌كند. همچنین او را در سكوت محض قرار دهید و همچنین در خلوت و تنهایی. این دیگر ضریب قدرت تخیل را چند برابر می‌كند. می‌بینید كه بچه به شدت گریه می‌كند و ای بسا از شدت ترس افتاده و بیهوش شده است. از او می‌پرسید چه شده است؟ می‌گوید دزدی از دیوار پرید و به من حمله كرد؛ من ترسیدم. خوب در عالم واقع كه همچون چیزی نبوده، خیال تولید كرد و به نفس فرستاد و اثرش را گذاشت. اگر در عالم واقع هم چنین چیزی بود، چنین اثری را داشت. پس نفس، آنچه كه به آن می‌زنیم، [می‌گیرد].

یا آن آزمایش مشهور كه می‌گویند چشم دو اعدامی را می‌بندند و برای اعدام می‌آورند. آنگاه بازوی یكی را باز می‌كنند و چشم آن دیگری باز می‌كنند و در مقابل چشمان او رگ بازوی آن دیگری را می‌زنند و خون می‌رود و این هم تماشا می‌كند. سپس این را هم همینطور می‌كنند و چشمش را می‌بندند. منتها به جای رگ زدن از سرم و آب ولرم خیلی حساب شده استفاده می‌كنند. رگش را هم یك ضربه وارد می‌كنند و از آن لحظه كه آب، روان است. آن صورت كه در عالم بیرن بوده، در تخیل تولید می‌شود و آنقدر تخیل بالا می‌رود كه بالاخره می‌بینی افتاد و مرد. یعنی اثر قوه خیال و صورت‌پردازی آنقدر قوی است. در حالیكه در بیرون چیزی نبوده.

زینت به این صورت است. گاهی واقعاً جمال و زیبایی است. خوب این یك مطلبی است. اما یك وقت قوه خیال انسان این زینت‌ها را درست می‌كند و انسان را بیچاره می‌كند. قرآن خیلی روشن این دو را از هم جدا كرده. از نظر گفتار شیطان می‌فرماید:

«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ.» (حجر 40 – 39)

شیطان كه خودش می‌داند چه كار می‌تواند بكند و چه نمی‌تواند بكند. كینه را این طوری اظهار می‌كند: «ای پروردگار من! به سبب اینكه مرا گمره كردی، من هم در روی زمین البته تزئین خواهم كرد...» كجا به قوه تخیل اشاره دارد؟ خوب شیطان كه خالق نیست. در زمین میدانش كجا می‌تواند باشد؟ با همان جذبه، آن‌ها را هر چه هست اغوا خواهم كرد. اما می‌داند كه بندگان مخلص خدا، قوه خیال را دست شیطان نمی‌دهند. آنجا نمی‌تواند اصلاً نفوذ كند و لذا از آن ناامید است. غیر مخلصین، همه را یك چیز زینتی و جذبه‌ای ایجاد می‌كنم و اغوا می‌كنم.

همچنین در آیات 7 و 8 سوره مباركه كهف می‌فرماید: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا.ً وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیْها صَعِیداً جُرُزاً»

«ما آنچه را كه بر روی زمین است، زینت قرار دادیم برای این انسان، تا اینكه آن‌ها را آزمایش كنیم كه كدام نیكو عمل می‌كنند؟» پس این جذبه‌های خیالی، وسیله آزمایش است. تا انسان اراده روحی و كنترل نفس خودش را نشان دهد.

همان‌هایی كه وسیله جذبه بود، یك عده فهمیدند و فریب نخوردند. آن وقتی كه از این دنیا می‌روند یا به هر شكلی [می‌فهمند]، ما قرار می‌دهیم همان جذبه‌ها را خاك و زمین و شوره‌زار. (مفهوم ترجمه آیه 8)

آنوقت خداوند، زینتی را برای نسبت خودش می‌دهد كه این، حقیقت زینت است.

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ.» (اعراف 32)

«كیست كه این زینت‌ها را به مؤمنین داده، این زیبایی‌ها را حرام كند؟» خودش را برای محرومیت ار این زینت‌ها بكشاند. ما خودمان این‌ها را قرار دادیم. چه كسی می‌گوید این‌ها را به بهانه زهد و تزكیه نفس و... این همه لذت‌ها و نعمت‌ها و زیبایی‌ها را به خودش محروم كند؟ این بدعت‌ها را كی آورده؟ آنچه كه باید حواس جمع باشیم، زینت‌های تخیلاتی است. آنوقت كه خدای ناركده نامحرمی را [دید و] دلش یك لحظه به او رفت، بداند كه از شیطان است. [یا آنوقت كه] یك انسانی را با نگاهش، فكرش را به خودش مشغول كرد، بداند كه از شیطان است.

همین آقا كه ماه‌ها محو جمال بوده، اگر یك مو از سر یا ابروی او بیفتد در غذایش، غذا را كنار می‌گذارد. البته جدای از اینكه خدای ناكرده [شیطان]، تخیل را در كسی آنقدر بالا ببرد كه حتی آن كثافات را هم حاضر باشد، بخورد. این بحث دیگری است. [مهم این است كه] وقتی نداند این مو مال اوست، چه رفتاری دارد.

اما ازدواج چی؟ خداوند ترغیب می‌كند كه ازدواج كنید و از موهبت‌های الهی بهره‌مند شوید. آن هم دیگر نباید مقدس‌مآبی كند و بگوید من می‌خواهم كنترل كنم. غذا هم همینطور. پس به طور كلی خداوند زینت را [حرام نكرده است.] و می‌فرمایبد: «هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ.»

ما در این دنیا این زینتی را كه با آن سروكار داریم، با اینكه مخلوط به این عالم است، اینقدر جذاب است. این، انسان را عاشق بهشت می‌كند. تازه وقتی مخلوط به عالم ماده است، این همه دلربایی دارد. در حالیكه خودخود زینت در آن عالم، ببین چه لذتی دارد كه در عالم قیامت، این‌ةا مخصوص مؤمنین است؛ خالص. مخلوط به هیچ نقصی نیست. آن چه لذتی است؟

خداوند در سوره حجرات آیه 7 می‌فرماید: «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَیْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ.»

«البته خداوند ایمان را برایتان دوست دارد و آن را زینت داد در قلب‌هایتان.» از اینجا استفاده می‌شود كه زینت مادی با این همه جذبه كه دارد، زینت معنوی چقدر دلرباست؟ اگر در دل انسان، زیبایی نماز بیفتد، زیبایی جمال الله، زیبایی اسماءالله بیفتد، چه اثراتی می‌گذارد؟ مادی این‌طور باشد، معنوی چطور است؟

«چه كسی می‌تواند، این انتقال از درك لذت مادی به لذت معنوی را درك كند؟ آن‌ها كه رشد یافته‌اند.» برای بقیه اصلاً قابل درك نیست.

برای بعضی از جوانان، در اثر فعال بودن قوه خیال، [اتفاق می‌‌افتد كه هنگام انتخاب برای ازدواج] دنیا این است كه از نظر قد و قواره و ظاهر و جذبه مادی و... مطابق میل من باشد. و به خاطر آن مدت‌ها گرفتار می‌شود. هرچه برای او صحبت از زیبایی‌های معنوی بكنی، باز شیطان او را فریب می‌دهد. اما شاید جوانی به بركت اینكه رشد یافته، اصلاً حس می‌كند كه كسی را انتخاب كند كه از نظر زیبایی‌های معنوی مورد توجه باشد، ولو از نظر قیافه، اطلاً مورد توجه نباشد. «أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ.»

پس یكی از عوامل كه انسان را مشغول خود كرده و هر لحظه و هر زمانی انسان را با امواجی مشغول كرده، این زیبایی‌هایی خیالی است. چه در پز ظاهری، چه در ابزار زندگی‌اش و چه در تمام ابعاد زندگی. [انسان] اگر از این‌ها با مراقبه رها شود، می‌بیند كه چقدر راحت شد. و این، یكی دیگر از عوامل زندیگ دنیایی است كه موجب امواج در درون انسان می‌شود. إن‌شاءالله به جایی برسیم كه كراهت كفر و فسوق و عصیان را ببینیم. یعنی واقعاً مشمئز بشویم. یعنی به جای اینكه وقتی نامحرمی خودنمایی می‌كند، شیطان مرا فریب بدهد، دلم مشمئز بشود. ببینم كه او مریض است. او كمبود دارد. او بیچاره است، این زیبایی نیست كه. تا چه رسد كه فلان عشوه‌گر، كاری كرده كه... یكی پز بدهد فوراً مشمئز بشوم، نه اینكه احساس حقارت بكنم. فوراً می‌فهمم كه این بیچاره با چه چیزی می‌خواهد كمبود خود را جبران كند. إن‌شاءالله آقای احمدی‌نژاد این تشریفات را از بین ببرد. این رویه كم‌كم داشت تهدید می‌كرد كه آدم‌های خوب را هم فریب می‌داد كه اگر من وضعم چنان باشد، بهتر است.

 




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 6 مهر 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار