تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی هجدهم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خداوند ان‌شاءالله، همه اهل مجلس، جامعه ما، بلكه جامعه بشری را لایق ظهور آقا امام زمان(عج) قرار دهد و با تكامل عقل بشری و توسعه پاكی نفس در انسان‌ها، خداوند در ظهور آن حضرت، تعجیل فرماید، صلواتی ختم كنید. مناسبت دارد كه در مورد بحث‌های حكومت آن حضرت و در آن محور، مطالبی مطرح شود. اما چون بحث، فشرده است، ان‌شاءالله با كسب اجازه از خود حضرت، ما همان بحث را ادامه می‌دهیم. ان‌شاءالله خدا عنایت فرماید مورد رضای حضرت، واقع شویم.

در ادامه معنای زندگی دنیایی بر اساس این آیه كه عرض شد، خداوند توجه داد. با لفظ اعلموا توجه داد، خودش هم با حصر. حقیقت این است جز این نیست كه زندگی دنیایی لعب است. لعب عرض شد كه انسان، همه چیز را فدای چیزی كند و آخر آن ول كند. البته اینكه بعضی‌ها می‌فرمایند این آیه، دوران زندگی انسان را تقسیم بندی كرده است، اگر دقیق توجه كنیم این مراحل به عنوان مصادیق زنده دوران لـهو و لعب و زینة و ... است و خداوند زندگی را طوری قرار داده كه این مراحل مشخص باشد.

چون آیه در این معنا، در خیلی از افراد تطبیق نمی‌كند و در خیلی از افراد خلاف آن است، اما اگر بگوییم به عنوان مصداق، معمولاً اینگونه است، این [گفته] كامل‌تر است.

 

اما توضیح لـهو:

لـهو آن كاری است كه انسان مشغول و گرم آن می‌شود و از یك هدف مهم‌تر و عالی‌تر از آن باز می‌ماند و از رسیدن به آن محروم می‌شود. پس در این لـهو، ای بسا انسان، اجمالاً اهداف بالاتری را بداند و به گوشش بخورد؛ اما غفلت‌هایی پیش آید كه از آن غافل شود و از آن محروم شود. زندگی انسان طوری است كه ...

شاید این مطلب از نظر معنا و ترجمه، مطلبی بسیار روشن باشد و فهمیدن آن آنقدر آسان است كه حتی بتوان در لغتنامه كتاب دوم، سوم ابتدایی آن را نوشت؛ اما از نظر اینكه ما آن را كشف كنیم و بدانیم چند درصد زندگی‌مان به حالت لـهو افتاده، محاسبه كنیم، [این سخت است].

مثلاً انسان بنشیند بگوید همین امروزم را، این هفته را چند درصدش لـهو بود و چند درصدش را نگذاشتم لـهو باشد. متأسفانه انسان وقتی به مسائل ذهنی محض می‌رسد، طوری گرفتار شیطان می‌شود كه خود آن می‌شود لـهو. فلان مطلب را بگردم درباره ناب‌ترین معنا از فلان كتابخانه پیدا كنم. این خود، لـهو است. عوامل لـهو را خداوند خودش فرموده است. در مورد لـهو می‌فرماید:

«ذَرْهُمْ یَأْكُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ» (حجر – 3)

«این‌ها را ولش كن. این همه كه خودت را خسته كردی و برای این‌ها داری خودت را از بین می‌بری، بگذار این‌ها به خوردنشان و به تمتعات خیالی‌شان ادامه دهند و آرزو آن‌ها را به لـهو بكشاند، پس خواهند دانست».

پس قرآن می‌فرماید «امل» یعنی آرزو، یكی از ویروس‌های خطرناكی است كه به لـهو می‌اندازد.

دانشجو است. طلبه امام صادق(ع) است. كارمند، صنعتگر است. درس می‌خواند: خیلی قوی می‌خوانم سابقه‌ام فلان باشد، بعد فلان باشد، این‌ها لـهو است. دانشمند هم باشد، تا آخر عمر در لـهو است. این نمی‌تواند به جایی برسد. شاید هم اگر به جایی برسد، از دیدگاه دنیا به جایی رسیده است. آن لحظه كه جان خواهد داد، خواهد فهمید كه عجب! این همه جایزه‌ها و دست بوسیدن‌ها، همه لـهو بود، چون بر مبنای آرزو بود.

«أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ». (تكاثر آیه 1)

یكی دیگر از ویروس‌ها، كثرت فروشی به همدیگر است. حتی در كارهای خیر. در این جلسات، مشكل ما همین كارهای خیر است. اینجا كه قمار بازی نیست. هر تكاثری؛ همین كه خوشحال شدم هیئت ما 76 نفر می‌آید، هیئت فلانی 70 نفر. نشریات ما دنیا را پر كند. همین كه تكاثر آمد، همه چیز شد لـهو.

به فرمایش یكی از بزرگان، همین كه احساس كردم من 3 سال جبهه رفتم، فلانی 2 ماه، تمام شد؛ شد لـهو. همین كه من گفتم در راه خدا 10 میلیون خرج كردم، فلانی یك میلیون، تمام شد. تمام امور زندگی را بررسی كنیم. ببینیم چند درصد زندگی ما این است؟ این سخت است؛ وگرنه معنای این لغت را فهمیدن كه چیزی نیست.

نماز شب می‌خوانیم. بله، 10 سال است كه یكبار هم قضا نرفته. شد لـهو، دیگر نماز شب نشد كه. لـهو یك چیز دقیق و روانی است. زندگی وضعیت روح ماست. در درون ماست. همین مقدار كافی است كه بگوییم نمی‌توان گفت برای خدا بود.

« رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ». (سوره نور آیه 37)

رجال مردان استخوان‌دار را گویند، نه از نظر ذكوریت. از این جهت چه مرد باشد، چه زن. یعنی انسان‌های محكم و با اراده قوی كه [تجارت و بیع آن‌ها را از یاد خدا غافل نمی‌كند].

تجارت را از این جهت كه استمرار است ولی بیع یك بار است، معنی كنیم اهمیت دارد. یعنی تجارت‌های مستمر و حتی یك معامله هم نمی‌تواند این‌ها را از خدا غافل كند. یا می‌فرمایند از این جهت كه تجارت، سودش پا در هواست، اما بیع معمولاً نقد به نقد سود دارد و طمع‌آور است و قوی است. باز بیع مطلب را حساس‌تر می‌كند. یعنی حتی بیع هم كه انسان را زود مشغول به خود می‌كن، این‌ةا را نمی‌تواند مشغول كند و به یك هدف بسیار بالا كه ذكر خداست، از آن محرو باشند. باز اینجا بخواهیم به دید معنای لغوی و فصاحت و بلاغت و وزن و... نگاه كنیم، بله اگر بخواهیم اوزان این را پیدا كنیم كه موسیقی‌دان‌های دنیا بیایند مبهوت می‌شوند. این‌ها همه محترم. اما یكبار هم بنشینیم ببینیم كه چقدر توانستیم جمع كنیم بین تجارت و بیع را با ذكر خدا. در اینجا خدا از تجارت، نهی نفرمود. این‌ها می‌توانند جمع كنند.

بعضی عزیزان كه خدمتشان بودیم، می‌فرمودند، خیلی سخت بود. وقتی مراقبه می‌كردم از كار می‌ماندم. وقتی مشغول كار می‌شدم، 4 ساعت مراقبه یادم می‌رفت. این‌ها یك نسخه عملی است. تمام زیبایی‌های زیباتر از اوزان موسیقی و فصاحت و بلاغت را هم در نظر بگیریم، معلوم خواهد شد كه این آیه غیر از آن‌ها، مزه دیگری هم دارد.

بعضی كه توفیق پیدا كرده بودند كه پس از مدتی، الآن می‌توانم مراقبه را با آن جمع بكنم. خوب وقتی كسی با راهنمایی قرآن زحمت بكشد، و به قدرت‌های درونی برسد، آن وقت، قرآن خوانی خواهد شد با یك سبك دیگر. اگر بتوانیم جمع بكنیم، استعدادهای عجیبی در انسان پیدا می‌شود. البته همین كار به كرّات در زندگی روزمره اتفاق افتاده، دو یا چند چیز را جمع كردیم و مشكلی پیش نیامده. روزهای اول نمی‌توانستیم، اما الآن می‌توانیم.

یك آقا كه تازه دوچرخه‌سواری یاد گرفته، اسمش را صدا كنی برمی‌گردد و می‌خورد زمین. با كوچكترین توجه به هم می‌خورد و به زمین می‌خورد. اما همین آقا پس از مدتی با ذوق و علاقه و لذتی كه می‌كشد، می‌بینیم كه یاد می‌گیرد و 20 كیلو بار دارد. یك دستش را هم ول می‌كند و زمین نمی‌خورد. این دست و پا نیست كه مسلط شده، این همان دست و پاست. آنی كه مسلط شده و این دو را باهم جمع كرده، تربیت روح بود. چون لذت آن محسوس است، جدی‌تر گرفت و بـهش هم رسید. علت اینكه ما در كارهای دنیا موفق‌تریم، چون سود آن محسوس است. چون این بیع و تجارت سودش محسوس است، قوی‌تر به خود می‌كشد. اگر رشد كنیم و آن سودهای ذكر الهی را بچشیم، می‌بینیم كه آن دو را می‌توان جمع كرد. یك راننده، هم رانندگی می‌كند، هم قوانین را رعایت می‌كند. هم مسافرها را در آینه می‌بیند و هم چایی می‌خورد. همین آقا یك روزی وقتی دنده را می‌كشید، اشتباه می‌كرد و ماشین خاموش می‌شد. چون سودش محسوس است، جدی دنبالش شد و روح تربیت شد. چند تا چیز خطرناك را باهم جمع كرده، با سرعت در حال حركت به پشت سر نگاه می‌كند و... پس ما از این جهت مشكلی نداریم. مراقبه را می‌توان با كارها جمع كرد. كار سختی است. پس ولش كن! شد شیطان!

تناسب ندارد كه اینجا باز بشود مطلب. و اساتید بزرگ هم اجازه نمی‌دهند. این كتاب‌ها كه خیلی به این مطالب می‌پردازند، اساتید اجازه نمی‌دهند و راضی نیستند از چاپ چنین كتاب‌‌هایی. این‌ها نباید باز بشود كه فلان دستورالعمل، چه آثار و لذتی دارد. باید خودمان برسیم. یكی از عزیزان پس از 2 سال زحمت جدی، در یك خوابی، اشاره‌ای بهش نشان داده بودند كه در آن چند سال نبود. و مدتی است كه با همان لذت زندگی می‌كند. اراده خدا این است كه اسرار را پشت پرده نگه دارد. و آن‌ها كه واقعاً عاشق هستند اثبات بندگی كنند. وگرنه اگر قرار باشد قبل از بندگی، لذت‌هایی ظهور كند، شیاطین كه خیلی زرنگ‌تر هستند كه.

جناب حافظ رضوان الله علیه در دیوانش نكته‌هایی را فرموده. در كتاب جمال آفتاب، آیت الله سعادت پرور نكاتی را باز كرده كه خیلی مهم است. مرخص كلام این است كه خدایا! تو دورادور چیزی را می‌درخشانی. بعد من تا می‌خواهم تكان بخورم، همه را می‌زنی كنار. هیچی! تاریكی! مرا متوجه چیزی می‌خواهی بكنی اما نه خیلی روشن و قوی. از این طرف می‌دانم چیزی است. از طرفی می‌خواهم دنبال تو بیایم، همه جا سختی، مشكل. تا می‌خواهم خسته بشوم، می‌بینم یك چیزی می‌درخشد.

مثل اینكه بچه‌ای كنار پرتگاه خطرناك رفته و هرلحظه امكان سقوط است. اگر با نردبان به طرف او برویم، می‌جهد و می‌افتد. اما شكلاتی به او نشان می‌دهند و بعد آرام آرام به طرف آن می‌آید تا برسد و مسیر خطرناك را با سیر طبیعی طی كند. شكلات را یك مرتبه پرت نمی‌كنند كه بیا بخور. نمی‌گویی هم كه بمان من بیایم. از همان دوردورها، محل امن، چیزی زا نشان می‌دهی تا بیاید.

انسان می‌گوید: آخه من نمی‌فهمم این راه چگونه است. [خوب،] عقل را می‌آوریم. چطور در مطالب علمی، همه چیز را كنار می‌گذاریم؟ هر كسی گفته، اصلاً دشمن است. ما لیسیده و عریان، به خود آن مطلب توجه می‌كنیم. یعنی عقل را از هز بند و دزد سر راه و هر كینه‌ای جدا می‌كنیم.

ما هم وقتی می‌خواهیم به این مسائل برسیم، لااقل مسائل توحیدی و معارف الهی را به اندازه فیزیك و شیمی عقل را از كینه و شبهه‌ای كه وسوسه و تخیلات می‌ریزد و از هر چیزی خالی كنیم. ما خود خود عقل را از هر چیز كه دور و برش را گرفته آزاد كنیم و 10 دقیقه بیندیشیم، آنوقت ببینیم چه می‌درخشد؟ اگر همان را جدی بگیریم، اصلاً خواهیم دید كه درونمان را عشق به معارف می‌كشد. آنوقت لذت این سود، بسیار قوی‌تر از لذت مادی است. ما به دنبال سودیم. پیشرفت و موفقیت این دنیا هم به خاطر سود است.

دنیا إن‌شاءالله به بركت قدرت نظام اسلامی، خواهد رسید به این كه بابا، همه‌اش این نبود كه به خاطرسود دنیایی، در فلان رشته علمی با سرعت تمام جلو برویم. فقط این نیست. خواهد رسید كه بابا چیز‌های دیگری بود كه در درون، كه هرچه می‌روی جلو، می‌بینی عجب! اینكه در این دو قرن پیشرفت مادی، آن سود اینگونه [نیست]. اگر از این دیدگاه نگاه كند، دستورالعمل‌ها را جدی خواهد گرفت. امروز نشد، فردا مهمانی شد و ... خواهد فهمید كه عجب لذتی را از دست داده، عجب عمر را تلف كرده. همه چیز فدای این باشد كه نگذارم این دستورالعمل فراموش شود. وقتی جدی گرفت، یواش یواش چیزهایی به او می‌دهند. در رؤیا، در نماز، قرآن خواندن و...

وقتی جدی گرفت خواهد دید كه بین این‌ها می‌تواند جمع كند. مطلب بیع و تجارت، سمبلیك است. هر چیز سود آوری كه به خود می‌كشد. تشویق دیگران، ...

هنرمند (مخصوصاً در زمان طاغوت) یك سال زحمت می‌كشید. تا اینكه كاری را در برابر درباریان اجرا می‌كرد و همه درباریان می‌نشستند و به‌به می‌گفتند، این هم لذت می‌برد. این سود است دیگر. خداوند می‌فرماید اگر انسان بفهمد ذكر خدا چه سودی دارد، بله بیع، نقد است، ذكر خدا از آن نقدتر است. همین الآن است. نه اینكه ذكری می‌گویم و میلیاردها سال بعد یك قیامتی می‌شود و آنجا نتیجه را می‌بینم. آنقدر شیرین است كه نه تنها ول نمی‌كند، بلكه تحت كنترل خود درمی‌آورد. لا تلهیهم، بیع می‌كند اما زیر مراقبه ذكر الله.

إن‌شاءالله همین كه جدی گرفت این دستورالعمل‌ها را آیه « رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» می‌فرماید، می‌تواند انسان در عین مراقبه در محضر خدا، این تجارت و بیع را با تسلط تمام انجام دهد. بدون آنكه از مراقبه خدا لحظه‌ای غفلت كند. پس این یكی دیگر از ویژگی‌های زندگی دنیاست. لعب و لهو.

 




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 5 مهر 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار