تبلیغات
ایها السالکین - فرازهایی از خطبه ی مولا بعد از نماز عید فطر
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

بسم الله الرحمن الرحیم

                                             

                                 اَللهُمَ وَفِقنا لِمَا تحُبُّ و ترضَی                                  

 

با آرزوی قبولی طاعات وعبادات و خودسازی هایی که در ماه مبارک رمضان صورت گرفته،انشاالله که موردقبول و رضای حضرت حق قرار بگیرد.باتوجه به این مناسبت فرازهایی از خطبه ی حضرت مولا بعد از نماز عید فرموده اند میپردازیم.

جایگاه خطبه:بعد از سه ماه بندگی زمینه های رشد و درک حقایق در نماز عید

فطر برای بندگافراهم شده و بعد از نماز تشخیص اینکه مهمترین نیاز و غذای

روح وثانیا مسیر خوشبختی چه میتواندباشد،به طور کلی مناسب این احوال چه

مطلبی میتواند باشد وبیان کننده ی این مطالب کیست؟

امام معصوم در چنین فرصتی چه مطالبی میتواند بگوید؟پس نکته ی اول دقت

در جایگاه خطبه است و انتخاب مطالب آن،پس ارزش بسیار دارد که در این

خطبه مطالعه شود و مضامین تربیتی آن بسته به هر شخص مورد کنکاش قرار

گیرد.    

 ـ*ـ توحید: توحیدی که غیر از مسایل استدلالی است بلکه توحیدی که با توجه به

کسب فیض از ماه مبارک وبرگشت به فطرت و توجه به ولایت و معاد که اگربه

درستی درنگ شود بسیار مفید خواهد بود و زندگی دنیوی........ و بیان سوره ی

توحید که اگر این سوره برای کسی حل شود کلید خوشبختی را یافته است.اینها

تکرار مکرات نیست بلکه اصول حیاتی زندگانی ماست وبستگی دارد که چقدر

از لطایف روحی برخوردار باشیم.........                                                     

تا وقتی بحث توحید و نبوت و معاد پیش می آید در ذهن اکثر افراد نوعی تکرار

پیش می آید که بعد از تحصیلات بسیار همه ی اینها را کسب کرده ایم _ بلکه

چنین نیست.احساس باید این باشد که هر لحضه مانند اکسیژن هوا آن را تنفس

میکنیم و لذا مولا(ع) دقیقا حیات جامعه را به محل تنفس تشبیه کرده است.

 

* الحَمدُلِلهِ اَلذی خَلَق السمواتِ و الاَرض وجَعَل الظلماتِ والنور................        

 توضیح خاص درمورد اَلحَمد:همیشه همراه و ملتزم و در ارتباط تسبیح است[توضیح بیشتر در سی دی ها]هرچه تسبیح(سُبحانَ رَبی) بیشتر در ما حل شود،حمد بیشتر برای ما باز میشود.چنانچه هرچه حمد بیشتر حل شود تسبیح بیشتر حل می شود.   

وقتی از کسی می پرسی آسمان چیست؟تعریفی که در ذهن خودش است را ارائه میدهد که محدود و محصور است ولی وقتی اولین بار به صحرایی میرود تعریفی که از آسمان داردتعریفی نامحدود است که به جایی نمی رسد و در نهایت عاجز از ارائه ی تعریف است و ذهنش تاجایی که وسعت دارد باز میشود.(که این مثال مربوط است فقط به نعمت چشم که در محدوده ی آن مشهود است)

 که اگر این دید در توحید باز شود و رابطه ی حمد و تسبیح را در کنار هم

بگذاریم خود به خود تسبیح همراه حمد خواهد آمد.  فَسَبِح بِحَمد ــــــ» باء معیت

اگر لطایف روحی انسان به برکت ماه مبارک شروع به حرکت کند این الفاظ ساده که خدای آسمانها و زمین  و خدای تاریکی و روشنایی ، کهدر صحرای بیکران و تاریکی شب،صدای زوزه ی.... گمشده ای دارد و راه راهم گم کرده است در دلش خاطره و احساسی از آن شب دارد تا اینکه به تدریج از نور ماه، روشن شدن هوا، پیدا کردن عزیزش و یافتن راه خاطره ای دیگر برایش پیش می آید وبه نوعی انس و الفتی پیدا میکند که هر وقت یاد آوری می شود_ با لفظ صحرا روح اوبه حرکت در می آید، بالفظ تاریکی خاطراتش برایش زنده میشودو روشن.به پرواز در می آید و فرد دومی هم که این خاطره برایش بی معناست همواره قبل از غروب منزلش روشن بوده و هرگز باچنین حال و هوایی مانوس نبوده هیچ درکی از این الفاظ و حال و هوا ندارد و روحش با این الفاظ کاملا جامد است.(زندگی در آن لحضه)                  

انسانی که از لطایف روحی برخوردار شد و پاره ای از حقایق را درک کرد با شنیدن الفاظ این خطبه تمامی خاطراتی که در روی زمین برایش رخ داده در تاریکی ها و روشنایی ها برایش تداعی می شود پس متوجه می شود که در آن صحرا..... در گوشه ی کوچکی از آسمان ها و زمین....... به حقیر و ذلیل بودن خود پی میبرد.آسمان ها و زمین که گوشه ای از کوچکترین عالم هاست وقتی به خودش می آید باخود میگوید که با این حرکت،کل اعضا و جوارح به حرکت در می آیند در نتیجه درک میکند که هیچ چیز نیست......

 

 

* یَعلَمُ ما یَلج مِن اَرض.......                   

هرمقدار درک انسان از اینکه هر عملی انجام میدهد بلافاصله به محضر خدا

میرسد،بیشتر شود مراقبتش بیشتر می شود.اگر این حرکت حاصل شود هرچه این دعاها در زندگی انسان پررنگ تر شود......

                                          

 

* لا اِله الا هو الیه المَصیر........                                                         

 ثمره ی این حرکت و تداوم آن شهود لا اله الا الله[(هو)ــــ» رابطه با قل هو....]

است.                                                                                         

شخصی که در ماشینی نشسته و خوابش برده و دیگری بیدار نشسته  که با

سرعت در حرکتند_ کسی که بیدار است تمامی حالات و سرعت و پیچ و خم

(حرکت) حس میکند و آن یکی که خوابیده است...!؛همه در حرکتند و در حالِ

شدن هستند ولی حالات تفاوت دارند وقتی به مقصد رسیدند اصلا نمیداند که کی

و چگونه رسید!     

من چگونه موجودی هستم؟در طول سالهای عمرم این شدم که هستم،در نشئه ی

بی نهایت طبیعت چه خواهم شد؟چه بخوابی چه بیدار باشی در حرکتی و به

مقصد خواهی رسید!هدف مولا این است که از این به بعد عمر افراد بهتر شود.

 

زمان برگزاری جلسه  29 شهریور 1390  میباشد




طبقه بندی: جلسات اخلاق در خوی، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار