تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی سیزدهم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

                  بسم الله الرحمن الرحیم

 

چكیده بحثهای چند جلسه قبل در مورد مراقبه ، این شد كه مراقبه، ركن سیروسلوك است و مراتب سالك را از مرتبه مراقبه اش میشناسند كه كدام سالك در كدام مرحله مراقبه است. معلوم میشود كه حالت او در چه وضعیتی است و هر دستورالعمل استاد، به تناسب مراقبه است و مراقبه نقش حیاتی دررشد انسان دارد. و عرض شد كه در مراقبه، نباید خارج ازوضعیت خود، شتابزدگی كنیم، و از طرف دیگر در مرحله ای كه هستیم، باید كمر همت ببندیم و آخرین كوشش خودرا، به خرج بدهیم و به مرحله های بالاتر نباید عجله كنیم وحتی در بعضی موارد، نباید حتی توجه كنیم. غبطه به عرفای بالاتر خوب است اما مقایسه ، آفتها می آورد.

مراحل هم عرض شد كه اراده اولیه صبحی، اثرات بسیار زیادی دارد و عرض شد نباید انتظار داشته باشیم كه به زودی برسیم بلكه به صورت خود به خود و طبیعی خواد بود. و هرقدر هم زمین بخوریم، نباید ناامید شویم كه ناامیدی از تیرهای مسموم شیطان، بلكه تیرخلاص شیطان است. علیرغم وسوسه های شیطان كه تو نمیتوانی دو دقیقه هم تمركز كنی و بعد از آن غافل میشوی، باید بگوئیم كه خوب حالا كه دو دقیقه هم نمیتوانم و بعد از آن غافل میشوم ، خوب اگر نروم كجا بروم؟!

این مثل رشته درسی نیست كه بگوئی من ریاضی نمیتوانم، ول كنی بروی تجربی یا تجربی را ول كنی بروی فنی . ول كنی، میخواهی كجا بروی؟ .ل كردن همان و ساقط شدن همان! دو تا راه بیشتر نیست ، یا از این چاه بال میرویم ، یا ول میكنیم و می افتیم در چاه. پس باید از ناامیدی بترسیم . اگر درجا هم بزنیم، حتی پس رفت هم بكنیم، (این) یك رشته را نگه داریم كه این ما را نجات میدهد.

و گفتیم كه استعدادها مختلف است و نباید عجله كند. ای بسا بعد از 5 سال ، اصلا فهمید كه خود مراقبه یعنی چه؟

مثلا اگر به دوظرف ، یكی شامل آب و دیگری حاوی یخ، حرارت بدهیم، اگر با دید ظاهری به دمای دو ظرف نگاه كنیم ، به ظرف یخ میگوئیم كه (حرارت فایده ای ندارد) و اصلا دمایش بالا نمیرود . اما با یك دید عمیقتر این حرارت درعالم واقع ، اثر دارد. در عالم واقع ، حرارت دارد یخ را آب میكند.

مثال: فرض كنید تمام بدن فردی سوخته و پانسمان كرده اندو این پانسمان هم مانده و خشك خشك هم شده ، به او میگویند باید این پانسمان را بكنیم و این خیلی سخت است . مخصوصا اگر(مامور كندن آن پانسمان) هم بهیاری باشد كه (با آن فرد) خرده حساب دارد، در عرض دو دقیقه میكند و زخم هایش بدتر هم میشود.

اما(حالتی را در نظر بگیرید كه) به آن فرد میگویند با اختیار خودت بیا این آب مقطر و این بتادین و .... را و آرام آرام تا سه ساعت دیگر كه بهیار می اید ، خودت این پانسمان ها را بكن . درست است كه عذابی هم دارد ، اما بالاخره باید كنده شود. خودت آرام آرام میتوانی این پانسمان ها را بكنی و طوری هم انجام دهی كه عذابش قابل تحمل باشد . این جان كندن باید كنده شود از این عالم طبیعت و چاره و بروبرگرد هم ندارد و باید بكند. حالا تا آن مامور مربوطه بیاید و بكند- مخصوصا كه خدای ناكرده ، دشمنی هم با ما داشته باشد ! - خودت از این عالم (قبل از فرارسیدن مرگت ) بكن.

در جریان حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام هست (اسمش هم در تاریخ هست) كه حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام میخواست او را به این عالم برگرداند. او خواهش كرده بود كه نیاورد. چرا كه از آن وقتی كه مرده، تاالان هنوز عذاب لحظه جان كندن ، تمام نشده است! آنقدر وحشت دارد كه میخواست كه مرا برنگردان. من تاب لحظه جان كندن را ندارم . اما خوشا به حال آنانكه دراین فرصت ، خودشان جان را از این عالم طبیعت میكنند. سیر وسلوك یعنی كندن جان از این عالم طبیعت. درهرحال باید انجام شود. آقا من چهار سال است اصلا به هیچ جائی نرسیدم (اگر)ول كنیم، به كجا میخواهیم برویم؟ ولو اگر تا آخر عمر هم به نتیجه نرسیدیم. جلسه قبل در دعاها ، خواندیم كه (قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى....! قَدْ دَنا اَجَلى....! و ....) به هر حال فرموده اند كه (باید این راه را برویم) به تعبیر امام خمینی رحمه الله علیه مهم این است كه از این چاه كنده شویم . اگر هم نرسیدیم ، در عالم برزخ میرسانند ولی وای به حال كسی كه در حال سكون باشد. او درعالم برزخ هم در حال سكون خواهدبود. اما اگر درحال حركت باشد ، در آن عالم هم به حركت ، ادامه خواهد داد.

(اصلا یكی از دلایل وجود عالم برزخ همین تربیت است) اما( تفاوت این است كه) كیفیت تربیت این عالم ، تحت نظام این عالم است و تربیت آن عالم ، تحت نظام آن عالم . پس جای هیچ نگرانی و ناامیدی نیست. این ، جمع بندی بحث مراقبه بود كه عرض شد.

اما بحث "محاسبه" كه در واقع ، متمم و مكمل مراقبه است این است كه ( البته این غیر از محاسبه عمر است كه باید بنویسیم ، این را ننویسیم ، بلكه حضور داشته باشیم) اولا هرچه یادمیكنیم كه به فلان گناه ، پشت پا بزنیم یا انجام فرایض، بدانیم كه ما كه صبح از خدا كمك خواسته بودیم ، آن كمك است نه اینكه من كرده ام.

چون یكی از قاتلین بی رحم و سم كشنده اعمل خوب سالك و عموم مومنین ، عجب است . مثلا در یك دیگ بزرگ ، شیری میپزند، یك قطره خون یا نجس بریزد، همه اش را بریز بیرون، اندازه حساب نیست. دست و پا بدهید در راه خدا ، یك عجب آمد و همه رفت . لذا میبینیم كه اعمال ما ، نورانیت ایجاد نمیكند ، چون از این طرف ، خراب میكنیم .

لذا این توجه مهم است . یك خرده دقیق تر به این معنا توجه كنیم . بگویم: خدا چه عظمتی دارد؟ آن زمان كه من اصلا نمیدانستم كه چشم یعنی چه؟ دیدن یعنی چه ؟ خدا به من چشم داد. مگر من چه كرده بودم كه مستحق چشم باشم ؟! همه را از فضل خودش داده بود.

مثلا ذوق ، كه هنرمند دارد، این هنر را بیرون می ریزد. آن هنر كه نمیخواهد . خداوند وقتی خلقش ، هنر را درست میكند، فضل خودش است كه درست میكندنه طلب و استحقاق مخلوق)

(وقتی كه ) خدا، چشم داد، من یقین دارم كه من هیچ دخالتی نداشتم . حالا خدا در ادامه خلقت خودش میخواهد خلقت كاملتری به این چشم بدهد. خدا اختیارش را هم به من داد. كه ادامه خلقت را اینطوری درست كن. این دستورات را كه من انجام میدهم، او به من داده و من فقط انجام میدهم. ادامه خلقت ، عجیبتر و شگفت انگیزتر هم میشود. دیدن و.... دست من نیست ، من فقط یك واسطه مادی شدم . زبان هم همینطور . او داده. زمانی كه من اصلا نمیفهمیدم زبان یعنی چه، چه جور صحبت میكنم؟ چه میشود؟ خودش داده . منتها، تا اینجا را یك مامور ساخته ، ادامه اش را من هم دخالت دارم. وقتی این ها را توجه كنم ، دیگر خودم از خودم كاره ای نیستم . اینجاست كه به هر شكلی انسان سعی میكند عجب را از خود دور كند.

 برعكس ، كارهای بد را از شر و لغزش خودش بداند. از این كه خدا در راهی قرار داده و این نرفته ، این خلقت را خراب كرده، استغفار میكند. اگر دوباره تكرار شد ، یك تصمیم قوی تر میگیریم. تصمیم های مساوی هم ، مسخره كردن خداست! اما تصمیم های قوی تر از قبلی ، این حركت است.

اگر دیدیم كه از صبح تا شام یادمان نمی آید ، میتوانیم نصف كنیم ، یك محاسبه در ظهر و یك محاسبه در شب. اگر باز هم نتوانستیم، سه وقت میكنیم. اما باید یك وقت معین داشته باشد. در سیر و سلوك، نظم ، خودش یك اثر علیحده ای دارد كه علاوه بر اثر خود آن دستورالعمل است . یك وقت (این طوری) محاسبه میكنیم كه هر وقت شد ، محاسبه میكنیم. اما مشخص نیست و پرت و پلاست. اما وقت معین، یك بار یا دوبار، یك اثر ویژه ای دارد. قرآن میخوانم، جزو وظایف من است، در یك وقت معین و در یك مكان معین ، اثر خود را دارد. پس محاسبه انجام میدهیم با این شرایط. این قسمت را جمع بندی میكنیم.

اما آن چه كه در مرحله های ابتدائی بسیار درگیر سالك است: خیلی وقتها، زندگی دنیا با دنیا، خلط میشود. دنیا عبارت است از همین عالم خلقت طبیعت كه در بین عالم های بالا و نوری و جبروتی نسبت به همه آنها ، پست ترین آنهاست. یك عالمی است اما از نظر درجه وجودی، پست تر است. این عالم را، عالم ملك میگویند، دربرابر عالم ملكوت. بالاخره دنیا، فعل خداست و بسیار مقدس است. خداوند عبارتهای جالبی در تعریف و شناخت آنها بیان میفرماید:

سوره ص آیه 27: " وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِینَ كَفَرُوا فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ" این آسمانها و زمین و آنچه كه بین آنهاست، ماخلق نكردیم، باطل.

سوره عنكبوت آیه 44: " خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً لِّلْمُؤْمِنِینَ"

اینكه خلقت آنها، حق است، یك مطلب ساده ای نیست. این، نكته های فراوانی دارد و آن قدر این نكته، بالاست و با ارزش ، كه هركسی قابلیت درك این نكته را ندارد.(فقط) آن ها كه مومنند، میفهمند كه این آسمانها، به حق خلق شده اند، یعنی چه؟ این لذت چشیدن زیبائی این كه این آسمانها و زمین ، خلقش به حق است . لذت  اینها را مومنین میچشند. دیگران وقتی نگاه میكنند ، میبینند خورشید است، ماه است، جوی آب، پشه، پرمگس، یك غبار كه در مقابل نور خورشید در هوا به سختی دیده میشود..... این را میبینند. اما مومنین، آیه میبینند.

ملاحظه فرموده اید كه وقتی یك بچه دو سه ساله را چك ده میلیونی به دستش بدهید ، فقط یك كاغذ میبیند و راحت پاره میكند می اندازد آن طرف . اما تاجر، قشنگ میبیند كه آن چك ده میلیونی یعنی چه؟ در حالی كه یك چیز است. خوب ما الان یك ستون و دریا و..... میبینیم یعنی صورت را میبینیم اما خدا می فرماید كه در این آیه ای است :

سوره دخان آیه 38 و 39 : " وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ"

وَمَا بَیْنَهُمَا : یعنی هر آنچه كه بین اینهاست . یعنی كلا دیگر.

خیلی عجیب است ، گاهی هم جای تاسف (كه از این معارف غافلیم) این جاست كه معلوم میشود كه هر چه ما نفرین بكنیم براستعمار و در راس آنها دشمنان دین را و اولی و ثانی و ثالث را ، بازهم كم است و اثر آن در بعضی از حاجتها ، كم از صلوات نیست.

اگر یك تكه كاغذی در گوشه ای پیدا كنند، این همه رویش سرمایه میگذارند كه شاید این كاغذ ، چیزی باشد . تازه این فقط فرضیه یك شخص است و معلوم نیست كه به جائی برسند، شاید هم نرسند.

قرآن فرضیه نیست، صحبت از حقایق مسلمی میكند اما اصلا دنبالش نمیرویم. خوب، می ارزد كه برویم و كشف كنیم این همه حقایق را.

"مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ"

این حق اصلا چیست ؟ این حق ، چشیدنی است. آنچه كه در بحثهای ذهنی مطرح میشود، این كه مزه ندارد.(همان مثال را كه مطرح كرده بودیم ) كه یك وقت است كه یخ در آب، شنا میكند و آب را میشناسد(اگر خود احساسی داشته باشد) اما اگر ذوب شود ، آن وقت میفهمد و میچشد.

انسان ، حق را در ذهن میشناسد، این همان یخ منجمد است . پس از این كه ذوب شد و خود حق شد ، آن وقت میچشد.

جلسه بعد ، در فرق بین دنیا و زندگی دنیا ، مطالبی به عرض میرسد.

 




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 29 شهریور 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار