تبلیغات
ایها السالکین - درس اخلاق[جلسه ی دهم]
قال رسول الله(ص):همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خلاصه بحثهای دوجلسه قبل درباره مراقبه بود .چكیده این شد كه ما دقیقا تحت نیروهای

خاصی تحت مراقبه هستیم . مراقبه ای بسیار دقیق .و جزئی ترین حركات ماتحت كنترل و

ضبط وتبدیل به شخصیت باطنی دیگر (است) .مشكل اصلی این است كه خودمان و

اعمالمان و آن نیروهای مراقب و آن نامه اعمال كه ساخته میشود ،اینها را جدا از هم

تصور میكنیم. شبیه كارخانه ای تصور میكنیم كه یك مدیر دارد و این مدیر برای اداره

كارخانه ، مراقبینی گذاشته كه بازرسی میكنند و آن مراقبین هم دفتری گذاشته اند و مسائل

راثبت كرده و گزارش میدهند و همه اینها باهم ، یك مجموعه را تشكیل میدهند. همه اینها

جدا از هم هستند و در عین حال یك مجموعه منظمی هم هستند.

اما اینكه بتوانیم به این احساس برسیم كه بین اینها و من و مراقبین من و نامه اعمال و....

یك پیوستگی بسیارشدید هست به طوری كه اصلا جدا ازهم نیستند، تاثیرات سرنوشت ساز

برای ما میگذارد.

شبیه اینكه مثلا به یك فرد بیابانی و بیسواد محض كه – دور از حضور این جمع – هیچی سرش نمیشود ، كه این هیكل ماشاءالله هفتاد هشتاد كیلوئی كه شما داری ، (وزنت) چیزی نیست جز نیروی جاذبه زمین بر جسم تو . این (فرد) نمیتواند مطلب را و پیوستگی بین جاذبه و وزن خود را درك كند . اگر هم به ما اعتماد داشته باشد و ما را راستگو بداند ، آنگاه فكر میكند و قبول میكند و اعتراض هم ندارد. اما هرچه فشار می آورد ، نمیتواند رابطه زمین ،جاذبه آن و وزن خودش را درك كند .گاهی هم سوالاتی درمی آورد و میپرسد . سنگ را برمیدارد و می آورد و میگوید یعنی چه جاذبه و زمین و وزن و سنگ و....

ببین چقدر از درك قانون مسلمی كه هم اكنون ، چه بدانیم و چه ندانیم ، محكوم آنیم ،عاجز است ؟! واقعیت این است كه محكوم چنین قانونی است . از چنین واقعیت مسلم ، یك تخیلات ذهنی ناقص تولید میكند و روی آنها هم حركت میكند ، از درك شناخت زمین گرفته تا مسائل دیگر ، چقدر برایش سخت است ؟

ماهم پیوستگی بین آن ملائكه و اعمالمان و .... را هرچه فكر كنیم ، شبیه آن آقای بیابانی نمیتوانیم درك كنیم . ملائكه را یك موجود مستقل تصور مكنیم و خود را هم یك موجود مستقل و نامه را هم یك طومار جداگانه . اگر ما بتوانیم آن حقیقت من و اعمال من و ..... را درك كنیم ، چه قدرتی را در توجه من برای مراقبه من به خودم ایجاد میكند؟

بحث ملائكه در دوره های بالاتر مطرح خواهدشد اما از باب رد به معنا، قسمتی از دعای سوم صحیفه سجادیه را اشاره ای عرض میكنیم . این دعا خیلی طولانی است و در آن ملائكه را صنف بندی میكند و هر صنفی كارهایشان را و ..... را بیان می فرماید: " وَ قَبآئِلِ الْمَلآئِكَةِ الَّذینَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ، وَاَغْنَیْتَهُمْ عَنِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ بِتَقْدیسِكَ،"

" (صلوات میفرستم ) به آن قبیله هائی از ملائكه كه آنها را باتقدیس به خودت از غذا و شراب مستغنی كردی !"

اینها چه موجوداتی هستند كه تغذیه آنها ، تقدیس خداست ! هرچه تقدیس میكنند ، همانطور تغذیه میشوند ، چه نوع تغذیه ای است در عالم ملكوت ؟ و ما ، در این عالم ، چه تصوری از تغذیه داریم ؟

" وَاَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ اَطْباقِ سَمواتِكَ،"  " و آنها را ساكن كردی در باطن های طبقات آسمانها " " وَ خُزّانِ الْمَطَرِ وَ زَواجِرِ السَّحابِ،"  " صلوات میفرستم به آن ملائكه هائی كه خزینه داران باران هستند و كشندگان ابرها هستند."

این چه معنائی دارد؟ باران كه (در دید ما ) در آن ارتباطات ابرهای مثبت و منفی و نیروهای جاذبه مولكولی و..... و آنچه كه علوم حسی به آن رسیده (شكل میگیرد) . اما امام علیه السلام با استفاده از وحی ، صحبت از نیروهایی میكند كه فوق مسائل جاذبه مولكولی و.... است، صحبت از خزینه ها میكند . پس معلوم میشود كه این چه كه علوم ، كشف كرده اند ، درستند اما (امام علیه السلام) حقیقتی بالاتر را میخواهد بیان كند. اینها در طول هم هستند و تعارضی ندارند. وقتی میگوئیم فلانی به خانه ما آمد ، تعارضی ندارد با اینكه بگوئیم ، فلانی سوار ماشین شد.

اشتباه این است كه فكر كنیم ، آن زمان میگفتند خدا باران را میباراند و عوام (نعوذبالله) چنین فكر میكردند . اما اكنون ما انتقال بار الكتریكی و جاذبه مولكولی و..... را كشف كردیم و تمام شد رفت ! شما چند تا الفبا فهمیدی مبادا غرور علوم حسی تو را مغرور كند ،(تازه ) هیچ هم نمیشود. در واقع(فقط) خود را ساقط میكنیم و ناقص میكنیم .

" وَ مُشَیِّعِى الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ" اگر این برف را نیروی جاذبه میكشد و میگوئیم بله جاذبه میكشد برف را اما " ملائكه تشییع میكنند برف را " تشییع یعنی اینكه پشت سر او حركت میكند ، مثل تشییع جنازه .

این برف و تگرگ ، چه احترامی دارد درعالم ملكوت كه ملائكه الله آنها را تشییع میكنند.این برف وقتی در ابر بود در یك نظام بود ، وقت تركیب شدن ، در یك نظام دیگر بود و آن وقت دیگر ، گل بود ( مخلوط با خاك در زمین ) و بعد گیاهها و..... ( از آن روئید)

آیا این جریان ، مخصوص برف است یا اینكه این ، نمود حسی است از حركت های همه موجودات كه كاملترین آنها انسان است ؟

" والْهابِطینَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ اِذا نَزَلَ" یعنی هر قطره باران كه میبارد ، ملائكه ای همراه آن می آید.

" وَالْمُوَكَّلینَ بِالْجِبالِ فَلاتَزُولُ" یعنی صلوات بفرست بر آن ملائكه ای كه آنها موكل هستند بركوهها تا اینكه كوهها نریزند."

همه اینها یك دنیا علم است ، نه علم غرور آور بلكه نور معرفت . همه بحثهای زمین شناسی را هم بیاوریم ، یك سری معلوماتی است كه محدود به حواس است . اما امام علیه السلام می فرماید كه این ملائكه بالاتر از اینها (بحثهای زمین شناسی و دلایل مادی ) هستند . اینها چه موجوداتی هستند؟ چه مقدس هستند كه امام علیه السلام برآنها صلوات میفرستند.؟!

" لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ" ملائكه هائی كه اصلا عصیان نمیكنند در آنچه به آنها امر میشود ، و انجام میدهند آنچه را كه به آنها امر میشود."

مثلا ما در مورد برق میگوئیم كه برق هم همینطور است  اگر یك لحظه اشتباه كنی و برق تو را بگیرد دیگر فرصت جبران یا جلوگیری وجود ندارد یعنی در ماموریت خود خیلی جدی است . پس ما میگوئیم ملائكه همان قوه است ؟ نه . ملائكه فوق آن قوه است (قوه مادی) ، كه از خدا امری به او میرسد ، فوری انجام میدهد.

" وَ سُكّانِ الْهَوآءِ وَالْاَرْضِ وَالْمآءِ، وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ،"  وآن ملائكه ای كه ساكن هستند در هوا ، در زمین و آب و هر آنچه كه خلق كردی ، با آنها همراه هستند.

  ( هر آنچه كه خلق كردی ، مطلب بسیار لطیفی است ) چون حتی اتم ، خلق است ، فضای بین مدارهای اتم هم خلق دیگر است و .... همین لوله میكروفون ، با یك دید سطحی ، یك شئی است . اما هرچه تجزیه كنیم ، اشیاء بیرون می آید. رنگ لوله یك شئی است ، رنگ نقره ای چیز دیگر است . سطح صیقلی یك چیز دیگر است و ...... در مورد اتم میگوئیم ، اتم دیگر ریزترین شئی است . در حالیكه خود اتم ، اشیاء است . مدارش یك شئی است ، فضای بین دو مدار یك شئی دیگر است . اگر فضا نباشد ، اتم هم نمیشود . هر نوری كه از آن اتم ، جدا میشود یك چیز دیگر است ، و همراه هركدام یك ملائكه است .

در مورد هرلقمه ، هرجویدن ،یك خلق جدید است . بلعیدن یك خلق جدید است . یعنی اگر دقت كنیم ، تمام موجودیت من در نیروهای ملكوتی، ذوب و حل شده و یك رابطه پیوسته و بسیار شدید بین من و ملائكه است ، اگر انسان، دید خود را كمی بازكند، تازه این شناگری عالم ملك است در عالم ملكوت.

این میكروفون امواج را میگیرد و پخش میكند، با دخالت عالم ملكوت است. ما میگوئیم با دخالت انرژی الكتریسیته است. در جواب میگوئیم بله شما تا اینجا رسیده ای . كسی كه آن را هم نمیفهمید، میگوید یعنی چه این انرژی الكتریسیته دستش كجاست، چگونه میگیرد و كجا میبرد و چگونه پخش میكند....

میگوید من این ارتباطات الكتریسیته و ... را كشف كردم . میگوئیم ، بالاترین كشفیات تو هم در این عالم طبیعت است ، این ارتباطات و انرژی هاخودشان در یك عالم دیگر شنا میكنند.

پس من چه بخواهم و چه نخواهم، تحت این مراقبه هستم، پس این دیدگاه یك بینش سطحی را كه من و ملائك و واجب و محرم و.... هركدام، جدا از هم هستیم از بین میبرد و تبدیل میكند به یك دید واقعی .

وقتی بچه ای هسته بادام را با دندان میشكند و به او میگوئیم نكن، این كار تاثیر در ساختمان دندانت میكند و بعد عفونت میكند و دردو.... آن بچه خیال میكند این را ما داریم برای او میگوئیم ( ونمیتواند بفهمد كه این نتیجه طبیعی عمل اوست و واقعی است چه ما بگوئیم و چه نگوئیم ) نمیتواند پیوستگی این خلقت را درك كند بنابراین وقتی پدرش نیست، پنهانی 10تا بادام با دندان میشكند. چیزی جدا از خود تصور میكند و نمیتواند بفهمد كه چه پدر بگوید و چه نگوید، اثر خودش را میكند.

**وقتی میگوئیم به دندانت غذای داغ نزن، یخ نزن، شیرین زیاد و ترش زیادو..... نزن ، اینها شبیه آئیننامه رانندگی نیست كه بگوئیم حالا ساعت 12شب چه فرقی میكند . برای این بچه این قوانین، قوانینی است كه در آفرینش اوست. ماهم خیال میكنیم پیامبر و واجبات و محرمات و.... جدا از هم هستند.

اما یك وقت است كه بدانیم نظام خلقت در كار خودش است همینكه كار از من صادر شد آن كار خودش را میكند. و عصیان نمیكنند خدا را. اگر كاری كه از من صادر شد واجب است او كار خودش را انجام میدهد یا محرم است به همین ترتیب. آنجاست كه دیدگاه غیر از آناولی خواهدشد. آنجاست كه احكام دین،دیگر یك قوانین قراردادی جعلی نخواهدبود و من تلاش خواهم كرد كه مطابق قوانین رفتار كنم .

بچه هم اگر قانون را فهمید ، آنگاه شب هم اگر تنهای تنها هم باشد ، خرما نمیخوردو اگر خورد فورا میرود مسواك میزند، یعنی خودش مراقب خودش است .

(فرد اگر اینگونه بداند) دیگر به دین اینگونه نگاه نمیكند كه زندگی من در كار خودش و آن هم در حاشیه زندگی من تا اینكه آدم خوبی باشم! اینجا دیگر تمام موجودیتش در خودش است . و اینكه من نماز میخوانم ، دیگر برای این نخواهدبود كه دیگران ببینند و.... دیگر دنبال این احساسات و القای شیطان نیست و این چیزها دیگر رفت كنار. از خیلی چیزها آزاد میشود و درخلوت خودش هم با تمام وجود مراقب خودش است.

یكی از اركان سیر الی الله ، مراقبه است . مراقبه حالتی است كه انسان را به خودش و عمل خودش متمركز میكند. در زندگی هم همچو حالتی پیش آمده ولی توجه نكردیم كه چگونه انسان ، خودش در عمل خودش، توجه پیدا میكند.

مثلا یك آقائی به یك ساختمانی در شب داخل میشود كه یك ساختمان چند طبقه نا آشناست و برق هم روشن است . راحت و ولو در خودش ، راه میرود . دوتا پله نرفته بود كه برق فطع میشود و تاریكی محض میشود. احتمال هرگونه خطر هم هست .(او دراین حالت) متوجه پا و دست و ... است . چون خودش هم نا آشناست . چه حالی و احساسی در او پیدا میشود؟ آن حالت و احساس همان مراقبه است البته مراقبه مقدماتی .

ما هم برای اولین بار است كه به این عالم آمدیم دیگر. دومین بار كه نیست . هر نفس یك غرفه است . وقتی متوجه شویم كه در تاریكی هستیم دیگر متوجه هستیم . پارا كه میگذاریم ، متوجهیم كه پایم را كجا میگذارم ، دستم را كجا میگذارم . تمركزم ، اول به كارم میشود و كم كم به خودم هم برسد، یك مطلب بعدی است . سالك الی الله كه اهل مراقبه است، این حقایق را متوجه است . ظلمات تعبیر قرآن است " یخرجهم من الظلمات الی النور" (فكرش همیشه در این است كه ) چه جور انجام دهد كه مطابق آن واجب باشد. چه جور انجام دهم كه مطابق آن حرام نباشد. پس میفهمد كه باید یك سری ، واجبات و محرمات را كامل بشناسم. ای بسا از كوتاهی و جهل ، توجه نداشته باشم و از چه حقایقی محروم باشم ؟ كتابهائی را مطالعه كنم كه وظایف مرا مشخص میكند. نه اینكه بروم دنبال فلان علوم غریبه تا كارهای عجیب و غریب انجام دهم و مثلا مردم بگویند مواظب فلانی باش ها یك دعا بلد است كه اگر بخواند، تو فلج میشوی! یا اینكه برود دنبال شناخت جن و تسخیر اجنه . حال 10سال عمر میگذارد تا تسخیر اجنه بكند و اسرار مردم را بداند و یا مثلا بیایند و بگویند و من دزد كالایشان را بفهمم و بگویم.

وقتی مرا در قبر میگذارند ، از تسخیر جن می پرسند یا از اعمال من ؟!

بروم وظایف دینی ام را یاد بگیرم تا مبادا از روی جهالت ، درحق پدرو مادرم كوتاهی كنم. میگویم : آقا پدرو مادر از من راضی است و حتی اگر 10 دقیقه دیر كنم دنبالم را میگیرند. خوب اینكه بدتر است . از نهایت بزرگواری به من محبت میكنندوازكوتاهیها چشم پوشی میكنند. این محبت مرا فریب داده . بنا نیست كه او دستوری بدهد و من انجام دهم . بلكه قبل از اینكه چیزی از من بخواهد ، باید ببیند كه انجام داده ام . وظایف برادر و ارحام و زن و شوهر و حتی وظایف نسبت به خودم .

آقا وظایف خودم به خودم مربوط است ، میخواهم اصلا سرما بخورم ، عجب!

یا مثلا فرد میرود 40هفته در جمكران اتاق اجاره میكند و ختم میگیرد تا اینكه امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را بببیند. مگر طلحه و زبیر ، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را دیدند ، چه شد كه من امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را ببینم چه بشود؟ امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را ببینم ، اصل است یا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف از من راضی بشود؟

چه كار كرد اویس قرنی كه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را اصلا ندید اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به یمن می ایستادند و میگفتند : بوی بهشت را استشمام میكنم ؟!

سیر و سلوك شعر و اصطلاحات علمی و غیب گوئی نیست . از درون، مشاهده عنایات الهی است . در بندگی خدا به مدد الهی ، معنای سلوك را خواهیم فهمید.

شعر و غیب گوئی و .... در مراحل بسیار بالاتر است . تاطی نشود و شتابزده بپرد به آن مراحل ، چه بسا خطراتی هم داشته باشد . بودند بزرگانی كه تا اسم اعظم هم رسیدند اما آن چنان زمین خوردند كه الاغ بلعم باعور از خودش هم بالاتر رفت !!!




طبقه بندی: جزوه ی معرفت نفس و فطرت، 
نگارش در تاریخ شنبه 26 شهریور 1390 توسط العبد العاصی | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام و رحمة الله.این وبلاگ در نظر دارد جزوه،فایل های صوتی،مطالب و سخنرانی های اخلاقی تربیتی بزرگان را در اختیار شیفتگان و سالکان سیر الی الله قرار دهد تا عاشقان حضرت حق با استفاده از مطالب تربیتی و رهنمودهای عارفانه ی بزرگان این راه را طی نمایند .وبلاگ علاوه بر این رهنمودها، مطالب ودرس های اخلاقی وعرفانی شاگردان آیت الله سعادت پرور را در اختیار علاقمندان قرار خواهد داد.ان شاءالله
التماس دعا
پست الکترونیک
تماس با مدیر
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ





نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار